تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
درخواست كرد تا شعرش را بخواند ، كلينى به اسناد خود از ابى داود مسترق از خود عبدى آورده است كه گفت : بر ابى عبد اللّه عليه السّلام وارد شدم ، فرمود : به ام فروه بگوييد بيايد و مصايبى را كه بر جدش رفته است بشنود . امّ فروه آمد و در پشت پرده نشست ، پس امام فرمود : برايمان شعر بخوان و من خواندم : فرو جودى بدمعك المسكوب . . . زنان شيون و فغان كردند ، ابو عبد اللّه فرمود : در خانه را بنگريد ! اهل مدينه در آستانهء در جمع شده بودند . ابو عبد اللّه كسى را فرستاد كه بگويد : چيزى نيست كودكى از ما از هوش رفته بود زنها شيون مىكردند . امام صادق ، بنا بر آنچه ابن قولويه به اسنادش از ابى عماره كه خوانندهء اشعار بود آمده است ، از وى ، نيز درخواست فرمود تا شعر عبدى را بخواند . « 1 » خود او گفته است : ابو عبد اللّه به من فرمود : اى ابا عماره ! شعرى را كه عبدى درباره حسين عليه السّلام سروده است براى ما بخوان ، من خواندم و او گريه كرد . باز خواندم و او گريست ، دوباره خواندم و او اشك ريخت ، به خدا قسم من پيوسته مىخواندم و او همچنان مىگريست تا صداى شيون از خانه برخاست . شيخ الطايفه ، در كتاب رجال خود ، عبدى را از اصحاب امام صادق عليه السّلام شمرده است . و البتّه مصاحبت وى منحصر به آشنايى او با امام و رفت و آمد تنها نبوده ، و به اين معنى نيز نيست كه همزمانى با امام اين دو را در كنار هم نشانده است ، بلكه پايگاه او در پيشگاه امام ، منبعث از محبتى خالصانه ، و ارادتى مخلصانه ، و ايمانى پاك از هرگونه آلودگى بود تا آنجا كه امام ، شيعيان خود را به تعليم شعر عبدى به اولادشان فرمان داده و فرموده است : عبدى بر آيين الهى است . همانطور كه كشى در رجال به اسناد خود از سماعه آورده است كه گفت : ابى عبد اللّه فرمود : اى گروه شيعيان ! شعر عبدى را به فرزندانتان بياموزيد كه وى بر دين خدايى است « 2 » و آنچه از صدق گفتار و درستى شيوهء شعر او و سلامت معانى آن از هرنقصى حكايت دارد ، فرمان امام است كه بنا بر آنچه كشى آورده
هامش
( 1 ) . الكامل 105 . ( 2 ) . رجال ، كشى 254 .