تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
و در كتاب الشهيد الخالد الحسين بن على 9 تأليف استاد حسن احمد لطفى است كه : بنا بر آنچه گروه بسيارى روايت كرده‌اند ، چون پيغمبر اعمام و خويشانش را جمع آورد تا آنان را انذار كند ، فرمود : پس كدام يك از شما مرا در اين كار يارى مىكند تا برادر و وصى و خليفهء من در ميان شما باشد ؟ هيچ‌يك نپذيرفتند مگر على كه كوچك‌تر از همهء آنها بود ، پس گفت : اى پيغمبر خدا ! من ياور تو در اين كار خواهم بود پيغمبر دست بر دوش على نهاد و فرمود : اين برادر و وصى و خليفهء من در ميان شما است . سخنش را بشنويد و از او اطاعت كنيد . « 1 » و در كتاب محمّد تاليف توفيق حكيم است كه پيغمبر فرمود : من در عرب كسى را نمىشناسم كه برتر از آنچه من براى شما آورده‌ام ، براى قومش آورده باشد . من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده‌ام و پروردگارم مرا مأموريت داده است كه شما را به سوى او دعوت كنم ، پس كدامتان مرا در اين كار يارى مىدهد كه برادر و وصى و خليفهء من در ميان شما بشود . قريش : هيچ‌كس . هيچ‌كس . اعرابى : آرى هيچ‌كس حتى سگ قبيله هم ترا در اين كار ياور نخواهد بود . على : اى رسول خدا ! من ياور توأم . و با كسى كه به جنگ تو برخيزد مىجنگم . « 2 » روزنامه‌نويس توانا عبد المسيح انطاكى « 3 » مصرى در تعليقه‌اش « 4 » بر قصيدهء مباركى كه دربارهء على عليه السّلام سروده است ، اين حديث را آورده و عبارت آن اين‌چنين است كه پيغمبر فرمود : هركس در اين كار به من پاسخ مثبت دهد و در پايان بردن آن با من همكارى كند برادر و وزير و خليفهء من پس از من خواهد بود ، هيچ‌كس از بنى مطلب جز على كه جوان‌تر از همهء آنها بود پاسخ نداد ، على گفت : اى رسول خدا ! من حاضرم . مصطفى فرمود : بنشين ،
هامش
( 1 ) . الشهيد الخالد الحسين بن على 9 . ( 2 ) . كتاب محمّد 50 . ( 3 ) . يكى از شعراى غدير قرن چهاردهم است كه ترجمه‌اش خواهد آمد . ( 4 ) . تعليقه ، عبد المسيح انطاكى 76 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 417 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى