تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
- همه بنى هاشم و خويشان پيغمبر آمدند و كسى نماند كه دعوت را نپذيرفته باشد . - اين دعوت‌شدگان ، چهل تن بودند و همه از رجال عرب به شمار مىآمدند . - اينها خاندان طه و بستگان نزديك پيغمبر بودند كه اسلام به ايشان اميد داشت . - چون به خدمت آمدند ، پيغمبر با پاكدلى خوش آمد و تهنيت گفت . - آنگاه كه در جاى خويش آرميدند و سفره‌اى اشتهاانگيز گسترده شد آنها به خوردن پرداختند . - و پيغمبر به خدمت برخاست تا خوراك گوارايشان باشد غذاها را خوردند و شيرها را نوشيدند ، - و خداوند كفايت‌كننده بود چه خوراك ، آن‌چنانكه بود ، باقى ماند و به خدا سوگند ، آن طعام به اندازه‌اى كم بود كه گرسنه‌اى را سير نمىكرد . - اين معجزهء مصطفى بود و اين سخن از على است ، ما از قول او بازگو مىكنيم . - سپس پيغمبر به يادآورى و پرده‌بردارى از اسرار بعثت خود پرداخت . - و ابى لهب بىدرنگ سخن پيمبر را قطع كرد و حق را سخت به گمراهى آميخت ، - و گفت : اى مردم ، طه با اين خوراك شما را جادو كرد . هان از گمرهى و سرگردانى بپرهيزيد . - برخيزيد و محمّد را رها كنيد تا او ديگران را با دعوت خود بفريبد و آنها را دريابد . - پيغمبر يك بار ديگر آنها را دعوت كرد ، و حيدر كرّار كارگزار و سرپرست پذيرايى بود . - و آنان دوباره بر خوان طعامى كه محمد پخته بود ، گرد آمدند . - پس پيغمبر فرمود : پيش از اين هيچ‌كس براى مردم خود ، اين همه نيكى را كه من براى شما آورده‌ام نياورده است ، - چون به پناهگاه‌هاى درخشان اين آيين رو آريد ، خير دنيا و آخرت شما تأمين مىشود . - اينك آنكه از ميان شما با من همكارى كند برادر و جانشين من و باغبان بوستان دين خواهد بود . - افسوس پاسخگويى كه با خرسندى به او روى آورد و به اين نعمت خشنود باشد