نيافت .
- و هرچه بر بيان خود در مورد اين بعثت شكوفا افزود بر تكذيب و نادانى آنان نيز افزوده مىشد ،
- در اين هنگام ابو لهب فرياد كرد : واى بر تو ، آرى ، هيچكس براى قوم خود آنچه تو آوردى نياورده است .
- دستش بريده باد كه نادانى و كفر ، وى را در دركات دوزخ سرنگون و نابود كرد .
- و مصطفى سخنانش را آشكارا تكرار مىكرد و بر ترساندن و هوشياركردن آنها مىفزود .
- اما افسوس كه غير از دلهاى سخت اندرزناپذير ، و جانهايى روگردان از كتاب خدا ، كه كفر و شرك كورشان كرده بود چيزى نديد .
- همگان از فيض رحمت او روى گرداندند و با همهء بركتى كه در آن بود ، از پذيرفتن خوددارى كردند .
- مگر على كه فرياد زد : من پاسخگوى توأم ، اى رهبر گمشدگان جهان !
- و پيغمبر سه بار على را به نشستن فرمان داد و دعوت خود را به اميد اجابت بر آنان عرضه فرمود ،
- تا اينكه از هاشميان و پذيرفته شدن دعوت از جانب آنان نااميد و رنجور شد و روى به على آورد و او را در ميان جمع بلند كرد .
- و در حالى كه دست بر گردن او نهاده بود ، فرمود : به خدا سوگند ، اين ياور دعوت من است .
- و اطاعت و فرمانبردارى از او ، پس از من بر شما واجب است . و واى بر نافرمانان وى .
- آنها پراكنده شدند ، و همين مسخره كردنها ، آنها را به تاريكترين وادى گمراهى كشاند .
چه آنها به ابى طالب گفتند : تو نيز از فرمانهاى پسرت اطاعت كن .
- امّا على ، از آغاز ، اينچنين به نداى نبوّت مصطفى پاسخ مثبت داد و تا آخر بر اثر پيغمبر رفت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 420
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٢٠