تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
نيافت . - و هرچه بر بيان خود در مورد اين بعثت شكوفا افزود بر تكذيب و نادانى آنان نيز افزوده مىشد ، - در اين هنگام ابو لهب فرياد كرد : واى بر تو ، آرى ، هيچ‌كس براى قوم خود آنچه تو آوردى نياورده است . - دستش بريده باد كه نادانى و كفر ، وى را در دركات دوزخ سرنگون و نابود كرد . - و مصطفى سخنانش را آشكارا تكرار مىكرد و بر ترساندن و هوشياركردن آنها مىفزود . - اما افسوس كه غير از دل‌هاى سخت اندرزناپذير ، و جان‌هايى روگردان از كتاب خدا ، كه كفر و شرك كورشان كرده بود چيزى نديد . - همگان از فيض رحمت او روى گرداندند و با همهء بركتى كه در آن بود ، از پذيرفتن خوددارى كردند . - مگر على كه فرياد زد : من پاسخ‌گوى توأم ، اى رهبر گمشدگان جهان ! - و پيغمبر سه بار على را به نشستن فرمان داد و دعوت خود را به اميد اجابت بر آنان عرضه فرمود ، - تا اينكه از هاشميان و پذيرفته شدن دعوت از جانب آنان نااميد و رنجور شد و روى به على آورد و او را در ميان جمع بلند كرد . - و در حالى كه دست بر گردن او نهاده بود ، فرمود : به خدا سوگند ، اين ياور دعوت من است . - و اطاعت و فرمانبردارى از او ، پس از من بر شما واجب است . و واى بر نافرمانان وى . - آنها پراكنده شدند ، و همين مسخره كردنها ، آنها را به تاريك‌ترين وادى گمراهى كشاند . چه آنها به ابى طالب گفتند : تو نيز از فرمان‌هاى پسرت اطاعت كن . - امّا على ، از آغاز ، اين‌چنين به نداى نبوّت مصطفى پاسخ مثبت داد و تا آخر بر اثر پيغمبر رفت .