تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
- و از اينكه امام او را به محاكمه در كنار حجر الاسود فراخواند و سنگ آشكارا به سخن آمد و گفت : - بايد عم ، در برابر امامت برادرزاده تسليم شود ، - من به اين امر صادقانه گواهى مىدهم ، همانطور كه آيات قرآن را تصديق دارم . - بدون شك على بن الحسين امام من است . و من دست از اين و آن برداشته‌ام . سيّد پاسخ داد : على بن شجره از قول ابى بجير او از امام صادق ابى عبد اللّه عليه السّلام براى من حديث كرد كه ابا خالد كابلى قائل به امامت ابن حنفيه بود ، پس از كابل شاه به مدينه آمد و شنيد كه محمّد ، على بن حسين را با خطاب « يا سيّدى » نام مىبرد ، به وى گفت : اى محمّد ! برادرزاده‌ات را به لقبى مىخوانى كه او ترا به مانند آن نمىخواند ؟ محمّد گفت : وى مرا در كنار حجر الاسود به محاكمه خواند . و سوگند ياد كرد كه سنگ را به سخن مىآورد . و من از حجر الاسود شنيدم كه گفت : اى محمّد ! امامت را به برادرزاده‌ات بسپار ، كه او از تو به اين كار سزاوارتر است . آنگاه من ( سيّد ) اين قصيده را سرودم و ابو خالد كابلى ، امامى شد . راوى گفت : از شيعه‌اى دربارهء اين حديث پرسش كردم ، گفت : امامى نيست آنكه اين را نداند . به سيّد گفتم : تو بر اين مذهبى يا آيينى كه من مىشناسم . و او به اين بيت عقيل بن علفه تمثل جست : - از كنار گردنهء هرشى « 1 » يا پشت آن ، راه خويش را در پيش گير و برو . چه از هردو سو ، راه يكى است . و از اشعارى كه مرزبانى در مذهب سيّد روايت كرده است اينها است : - من به سوى سلامت شتافتم و امامى شدم . - از وقتى به آيين جعفرى گرويدم ، خداوند ، سرزنش را از من به دور داشت . - پس از حسين عليه السّلام به امامت على عليه السّلام كه صاحب نشان امامت است قائل آمدم ، - چه امام سجاد براى اسلام و آيين ، ستونى استوار است . - خدا حقيقتى را بر من آشكار نمود كه به پايان بردن آن را از او خواستارم .
هامش
( 1 ) . گردنه‌اى در راه مكّه و نزديك به جحفه كه دو راه دارد و هردو راه به يك جا مىرسد . ( مؤلّف )