على بن ابى طالب عليه السّلام مرا حديث كرد و گفت : به ابى عبد اللّه ( امام صادق آنگاه كه ذكرى از سيّد به ميان آمد گفتند : وى شراب مىنوشد : فرمود : اگر گامى از سيّد بلغزد قدم ديگرش برجا است .
و به اسناد خود از عباد بن صهيب آورده است كه گفت : در خدمت ابى عبد اللّه جعفر بن محمّد عليه السّلام بودم كه يادى از سيّد فرمود و او را دعا كرد ، به امام گفتند : براى او كه شراب مىنوشد و عمر و ابو بكر را دشنام مىدهد و قائل به رجعت است ، دعا مىكنيد ؟ امام فرمود : پدرم از پدرش على بن الحسين براى من حديث كرد : دوستداران دودمان پيغمبر نمىميرند ، مگر تائب . سيّد نيز توبه كرده است « 1 » آنگاه سر بلند كرد و توبهنامه سيّد كه در آخر آن اين ابيات نوشته بود ، بيرون آورد :
ايا راكبا نحو المدينة جسرة ( تا آخر اشعارى كه ذكر شد ) .
و نيز به اسناد خود از خلف الحادى روايت كرده است كه گفت : از اهواز مقدارى مال و مملوك و مركب براى سيّد ، به هديه آوردند ، به تهنيت وى رفتم ، گفت : رهبر من در بازگشت از آيينم « ابا بجير » است وى هميشه مرا در مذهبم سرزنش مىكرد و آرزو داشت كه به آيين او بگروم . به او نوشتم كه چنين كردهام و شعر ايا راكبا نحو المدينة جسرة را تا آخر ابياتى كه گذشت فرستادم .
روزى به من گفت : اگر به آيين اماميه ، روى آوردهاى ، شعرى بسراى و من اين قصيده را سرودم . او به سجده افتاد و پس از آن گفت : خدا را شاكرم كه دوستى من نسبت به تو بيهوده نبود . آنگاه به اين جايزهاى كه مىبينى فرمان داد . و به اسناد خود از خلف الحادى آورده است كه گفت : به سيّد گفتم : معنى اين اشعار تو چيست ؟
- در شگفتم از دگرگونى روزگار و كار ابى خالد سخنور ،
- و از برگرداندن امر انعطافناپذير ولايت به امام پاكنهاد و پاكيزهسرشت و نوربخشى چون علىّ بن الحسين عليه السّلام .
- و از كارى كه عمّ او ( محمّد حنفيه ) در برگرداندن عنان امامت به سوى او كرد .
هامش
( 1 ) . در الاغانى : 7 / 277 ، نوشتهاى از سيد آورده است : بدرستى كه او توبه كرد و بر او دعا كرده است .