شكوفايى مىسپرد . « 1 »
- و اگر تو اى ( امام صادق عليه السّلام بگويى چنين نيست ، سخنت حق و فرمانت حتم و خالى از تعصّب است .
- من خدا را گواه مىگيرم كه قول تو ، بر فرمانبر و نافرمان حجت است .
- براستى كه از غيبت ولىّ امر و قائمى كه نشاطانگيز و ظفربخش جان ما است ، گريزى نيست ، بر چنين غائبى درود مدام خدا باد .
- وى روزگارى را در غيبت مىگذراند ، و چون ظهور كند ، شرق و غرب را از عدل و داد پر مىكند .
حيان سراج كه راوى اين حديث است ، خود كيسانى مذهب است . اربلى نيز اين حديث را در كشف الغمه آورده است .
3 - سخن مرزبانى : وى در اخبار السيّد گفته است : سيّد بن محمّد رحمه اللّه بىترديد كيسانى بود و اعتقاد داشت كه محمّد بن حنفيه همان قائم مهدى و مقيم در جبال رضوى است و شعرش دليل بر درستى گفتار ما و كيسانى بودن اوست و از اشعار او است :
- اى كوه رضوى ! چرا امامى كه در تو منزل دارد ، ديده نمىشود ، به راستى كه از عشقش ديوانه شديم .
- اى پسر وصىّ پيغمبر كه زنده و مرزوقى ! اين غيبت تا كى و تا چند ؟
- آرزوى من ديدار تو است و از اينكه بميرم و ترا نبينم ، نگرانم .
البته وى از اين آيين برگشت و به امامت امام صادق گرويد و اين اشعار را سرود :
تجعفرت باسم اللّه و اللّه اكبر * و ايقنت ان اللّه يعفو و يغفر
و هركس گمان برد كه سيّد بر مذهب كيسانى باقى ماند ، دروغپرداز و طاعن است و از روشنترين دلائل نادرستى اين نسبت ، دعا و ثنايى است كه امام صادق عليه السّلام نسبت به سيّد فرمودهاند و از آن جمله اين روايت است : محمّد بن يحيى مرا خبر داد و گفت : ( ابو العينا ) براى ما حديث كرد و گفت على بن حسين بن على بن عمر بن على بن حسين بن
هامش
( 1 ) . مصراع دوم اين بيت در روايت حافظ مرزبانى چنين است : به شكوفايى عدل او هركهنهاى نو مىشود .