- بزرگوارى ، جوانمردى چون ابى عبد اللّه عليه السّلام را مىستايم ،
- او سبط محمّد نبى و ريسمانى محكم ، از رشتههاى استوار اوست ،
- ديدهء بينندگان در جمال او خيره مىماند ،
- درياى جود او ، كامها را سيراب و جامهاى خالى خلق را پرآب مىكند .
- دريايى كه از همهء درياها فزون و قطرات آن مددبخش آنها است .
- عباد از اين دستش جام مىگيرند و بلاد از باران جود آن دستش ، سيراب مىشوند .
- دست راست او به ابرى بارانزا مىماند ، زمين ارث وى ، و مردم عموما بر خوان نعمت اويند .
- اى حجت خداى بزرگ و ديدهء او ! و اى بزرگ پيشواى آل اللّه !
- اى فرزند جانشين مصطفى ! و اى در كمال همانند احمد صلّى اللّه عليه و آله !
- تو دختر زادهء محمّد و مخلوقى همانند اويى .
- ضياء نور تو ، نور او و ظلال روح تو از ظلال اوست
- نجات از مرگ ، در ، آمدن به سوى تو و رهايى از گمراهى به دست توست .
- ترا مىستايم ، امّا به يك دهم خصال تو دست نمىيابم .
6 - سخن اربلى : گفته است : « 1 » سيد حميرى كيسانى مذهب و قائل به رجعت ابى القاسم محمّد حنفيه بود و چون امام جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام حق را به وى نمود ، و قول به مذهب اماميه اثنا عشريه را به وى شناساند ، سيّد از مذهب خويش دست كشيد و به حق رجوع كرد و قائل به آن شد و شعر او دربارهء آيينش آنچنان مشهور است كه نيازى به يادكردن ندارد ، و اين سرودهء او ترا به آيين راست و درستش آگاه مىكند :
- تا كبوتران آواز مىخوانند ، بر پيغمبر و دودمان او درود باد .
- آيا آنان ستارگان آسمان و اعلام جاويدان عزت نيستند ؟
- اى سرگشتهء در گمراهى ، امير المؤمنين امام است .
- پيغمبر خدا ، در روز غدير خم ، در حضور خلق ، امامتش را اعلام فرمود .
هامش
( 1 ) . كشف الغمة 124 .