سيّد از آيين خود دست برداشت و از اعتقادش استغفار كرد ، و چون حق بر او آشكار شد ، به سوى حق بازآمد و به امامت گرويد .
عبد الواحد بن محمد عطار براى ما حديث كرد و گفت : على بن محمّد بن قتيبه نيشابورى ، براى ما حديث كرد و گفت : حمدان بن سليمان از قول محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، از قول حيان سراج ، براى ما حديث كرد و گفت : از سيد بن محمّد حميرى شنيدم كه مىگفت : من قائل به غلوّ و معتقد به غيبت محمّد بن على ملقب به ابن حنفيّه بودم و روزگارى را در اين گمراهى گذراندم ، تا آنكه خداوند به عنايت امام صادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام بر من منّت نهاد و مرا از آتش دوزخ رهانيد و به راه راست هدايت كرد و چون دلايلى از آن امام ديدم كه مسلم شد كه او حجت راستين خدا بر من و بر همهء مردم روزگار خويش است و امامى است كه خداوند طاعتش را فرض و اقتداى به وى را واجب دانسته است . از او پرسيدم و گفتم : اى پسر رسول خدا ! دربارهء غيبت و درستى وقوع آن ، اخبارى به ما رسيده است ، به من بگوييد كه اين غيبت براى چه كسى پيش مىآيد ؟
فرمود : براى ششمين فرزند من كه دوازدهمين امام پس از پيغمبر است . نخستين پيشوا از اين دوازده تن ، على بن ابى طالب و آخر آنها قائم به حق ، بقية اللّه فى الارض و صاحب الزّمان است . به خدا سوگند ! اگر او ، در غيبت خود به اندازهاى باقى بماند كه نوح در قومش ماند ، از دنيا نمىرود ، مگر آنكه ظهور كند و جهان را از عدل و داد پر كند ، آن چنان كه از ظلم و جور پر شده است ، سيّد گفت : چون اين سخن را از سرورم جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام شنيدم ، به دست امام توبه كردم و قصيدهاى سرودم كه آغازش چنين است :
- چون مردم را در دينشان گمراه ديدم ، به نام خدا به جعفريان پيوستم و جعفرى شدم .
- به نام خدا خداى بزرگ ندا در دادم ، و يقين دارم كه مرا مىبخشد و مىآمرزد .
- به آيينى غير از آئينى كه داشتم گرويدم ، و سرور خلق ، جعفر مرا از دين پيشينم برگرداند .
- گفتم : فرض بفرماييد كه روزگارى را به يهوديت يا نصرانيت گذراندم . اينك از آن آيين
الغدير ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٨