كه به دستور وى همهء چيزهايى كه به آن نياز داشتم ، در آن خانه آماده شده بود . و وظيفهاى برايم معين كرد كه كمك هزينهء زندگيم بود .
و نيز مرزبانى گفته است : پدر و مادر سيد به على عليه السّلام كينه مىورزيدند و سيّد شنيده بود كه آنها پس از نماز بامدادى ، على را لعن مىكنند . پس اينچنين سرود :
- خدا ! پدر و مادرم را لعنت كند و آنها را به عذاب دوزخ دراندازد .
- حكم بامدادى اينها اين است كه چون نماز صبح گزارند ، جانشين پيغمبر و باب علوم او را دشنام دهند .
- اينها بهترين انسان روى زمين و محرم طوافگر ركن و حطيم را ناسزا مىگويند .
- اين دو از آن زمان كافر شدند كه خاندان پاك و معصوم پيغمبر خدا و جانشين او ،
- كه زمين ، به بركت وجود او برجاست و اگر وى نبود زمين چون استخوان پوسيدهاى از هم مىپاشيد ،
- و خانوادهء وى را كه اهل علم و فهم و راهنمايان راه راست ، و نمايندگان عادل و دادگستر خدا ، در روزگار ستمگرانند ، ناسزا گفتند .
- درود هميشگى خداوند همراه با سپاس و سلام او بر آن خاندان باد .
و ابن شاكر اين روايت را آورده است . « 1 »
بزرگوارى سيد و كسانى كه در گزارش زندگى او كتاب نوشتهاند
شيعه همواره ، سختكوشان در مهر امامان ، اهل بيت را محترم مىشناخته و پايگاه آنان را و الا مىداند . و به همان اندازه كه خداى سبحان و پيغمبرش ، اينگونه افراد را بزرگ شمردهاند ، بزرگ مىشمرد . به اين ويژگى بيفزاى ، آنچه را كه شيعه در خصوص سيد ديده و شنيده است ، كه پيشوايان راستين عليه السّلام چگونه وى را گرامى شمرده و منزلت بخشيده و به خويشتن نزديك دانستهاند و از كوشش قابل ستايشى كه او در بزرگداشت يا در جانبدارى از اين خاندان ، نشان داده است و سعيى كه در نشر فضايل و تظاهر به
هامش
( 1 ) . الفوات : 1 / 19 .