تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
كه به دستور وى همهء چيزهايى كه به آن نياز داشتم ، در آن خانه آماده شده بود . و وظيفه‌اى برايم معين كرد كه كمك هزينهء زندگيم بود . و نيز مرزبانى گفته است : پدر و مادر سيد به على عليه السّلام كينه مىورزيدند و سيّد شنيده بود كه آنها پس از نماز بامدادى ، على را لعن مىكنند . پس اين‌چنين سرود : - خدا ! پدر و مادرم را لعنت كند و آنها را به عذاب دوزخ دراندازد . - حكم بامدادى اينها اين است كه چون نماز صبح گزارند ، جانشين پيغمبر و باب علوم او را دشنام دهند . - اينها بهترين انسان روى زمين و محرم طواف‌گر ركن و حطيم را ناسزا مىگويند . - اين دو از آن زمان كافر شدند كه خاندان پاك و معصوم پيغمبر خدا و جانشين او ، - كه زمين ، به بركت وجود او برجاست و اگر وى نبود زمين چون استخوان پوسيده‌اى از هم مىپاشيد ، - و خانوادهء وى را كه اهل علم و فهم و راهنمايان راه راست ، و نمايندگان عادل و دادگستر خدا ، در روزگار ستمگرانند ، ناسزا گفتند . - درود هميشگى خداوند همراه با سپاس و سلام او بر آن خاندان باد . و ابن شاكر اين روايت را آورده است . « 1 »

بزرگوارى سيد و كسانى كه در گزارش زندگى او كتاب نوشته‌اند

شيعه همواره ، سخت‌كوشان در مهر امامان ، اهل بيت را محترم مىشناخته و پايگاه آنان را و الا مىداند . و به همان اندازه كه خداى سبحان و پيغمبرش ، اين‌گونه افراد را بزرگ شمرده‌اند ، بزرگ مىشمرد . به اين ويژگى بيفزاى ، آنچه را كه شيعه در خصوص سيد ديده و شنيده است ، كه پيشوايان راستين عليه السّلام چگونه وى را گرامى شمرده و منزلت بخشيده و به خويشتن نزديك دانسته‌اند و از كوشش قابل ستايشى كه او در بزرگداشت يا در جانبدارى از اين خاندان ، نشان داده است و سعيى كه در نشر فضايل و تظاهر به
هامش
( 1 ) . الفوات : 1 / 19 .