روايت را در ثواب الاعمال آورده است . رؤياهاى صادقهاى هم هست كه حكايت از تقرّب سيّد در پيشگاه پيغمبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله مىكند و برخى از اين خوابها گذشت . و ابو الفرج از ابراهيم بن هاشم عبدى ، روايت كرده است كه وى گفت : پيغمبر را در خواب ديدم كه در خدمتش سيّد شاعر چنين مىخواند :
اجّد بآل فاطمة البكور * فدمع العين منهمر غزير
سيّد قصيده را تا آخر خواند و پيغمبر همچنان گوش داد . ابراهيم گفت : من اين حديث را ، براى مردى كه سرزمين طوس ، ما را در كنار قبر على بن موسى الرضا عليه السّلام گرد آورده بود ، بازگو كردم . و آن مرد به من گفت : من در شك بودم ، شبى پيغمبر را در خواب ديدم و مردى در محضرش مىخواند :
اجّد بآل فاطمة البكور تا آخر قصيده .
از خواب ، بيدار شدم و محبّت اعتقادى من به على بن ابى طالب عليه السّلام سخت در دلم راسخ شد . « 1 »
اين خواب ، كرامتى براى سيّد است ، كه بلندى مرتبه و حسن عقيده و خلوص نيّت و سلامت مذهب و پاكى نهاد و پابرجايى او را نشان مىدهد .
و چون بزرگان قوم ، نيازمندى عموم را به پرداختن تاريخ شخصيتهاى گذشته و آيندهاى چون سيّد ، احساس كردند ، گروهى از آنان به تأليفات جداگانهاى در اخبار و اشعار سيّد پرداختند كه از آن جملهاند :
1 - ابو احمد عبد العزيز جلودى ازدى بصرى ( م 302 ) .
2 - شيخ صالح بن محمّد صراى شيخ ابى حسن جندى .
3 - ابو بكر محمّد بن يحيى كاتب صولى ( م 335 ) .
4 - ابو بشير احمد بن ابراهيم عمى بصرى . شيخ الطايفه او را ياد كرده است « 2 » و در معجم الادباء نيز كتاب اخبار السيد آمده « 3 » و از صفحهء 70 رجال نجاشى و هم معالم العلماء
هامش
( 1 ) . الاغانى : 7 / 246 .
( 2 ) . الفهرست 30 .
( 3 ) . معجم الادباء : 2 / 226 .