تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
- خداوند با دشمنان او دشمن و با دوستان او دوست باد .

غديريهء 23

- محمّد صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم به پا خاست و با آهنگى رسا و آشكار به عرب و عجمى كه همراهش بودند و بر گرد كرسيش حلقه زده بودند ، بانگ زد : - هان ! هركس را منم مولا ، اين على مولا و سرور برتر اوست . - اى خداى من ! دشمن على را دشمن دار و با دوست او دوست باش .

شاعر را بشناسيم

ابو هاشم و ابو عامر اسماعيل بن محمد بن يزيد بن وداع ، اهل حمير و ملقب به سيّد است . ابو الفرج و بسيارى از تاريخ‌نويسان ، نسبش را چنين ياد كرده‌اند كه او حفيد يزيد بن ربيعه مفرّغ يا ابن مفرّغ حميرى ، همان شاعر مشهورى است كه زياد و فرزندانش را هجو گفت و آنها را ، از آل حرب نفى كرد و به همين جهت ، عبد اللّه بن زياد وى را به زندان انداخت و شكنجه داد و پس از آن معاويه آزادش كرد . ليكن مرزبانى ، وى را به يزيد بن وداع نسبت داده و در كتاب اخبار الحميرى گفته است : مادر سيد از « حدّان » « 1 » است كه پدر سيد چون در ميان قبيلهء آنان منزل گرفته بود او را به زنى گرفت و مادر اين زن ، دختر يزيد بن ربيعه بن مفرغ حميرى ، همان شاعر معروف است و يزيد بن مفرغ را فرزند ذكورى نبوده و اصمعى در نسبت دادن سيّد به يزيد بن مفرغ از جهت پدر ، اشتباه كرده است ، زيرا وى جد مادرى او است و مرزبانى در معجم الشعراء اين شعر سيد را ياد كرده است : - به گاه نسبت ، من مردى حميرىام جدّ من رعين و دائيان من ذويزن‌اند . - سپس ولايى كه با آن به رستگارى در رستاخيز اميدوارم از آن ابى الحسن هادى عليه السّلام
هامش
( 1 ) . حدان به ضم حاء مهمله ، يكى از محله‌هاى قديمى بصره است كه به آن بنو حدان مىگفتند . و اين زن به اسم قبيلهء پدرش حدان بن شمس بن عمرو كه از ازد است نام‌گذارى شد .