تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

غديريهء 16

- شگفتا از قوم من ! و پيغمبر مصطفى و آنچه كه ازين بهترين خلق شرف صدور يافت ، - اينان سخنى را كه پيغمبر ، به روز غدير خم ، در زير درختان افراشته ، دربارهء برادرش على فرمود انكار كردند . ( و آن سخن اين بود ) : - اى مردم : هركس را منم مولايى كه حقّم از پيش بر او واجب گرديده است ، اينك على نيز به فرمانى حتمى ، مولاى اوست . - آيا فرمان پيغمبر در آنان اثرگذارد ؟ شگفتا ! آتش در دل زبانه مىكشد !

غديريهء 17

- هان ! كه آن وصيّت بىترديد ، از آن بهترين خلق از نسل سام و حام بود . - و محمّد صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم از جانب خداى رحمان به اراده‌اى استوار ، سخن مىگفت . - بانگ مىزد و در ميان شما به على اشاره مىكرد و با چنان اشارتى كه چيزى از سخنش نمىكاست مىفرمود : - هان ! هركس من سرپرست اويم ، اين برادر من سرور او است . پس سخنم را بشنويد ! - پيشاپيش همه ، شيخى كه دستش را از ميان انبوه جمعيت درآورده بود ، بانگ زد : - ( اى على ! ) تو مولاى من و سرور مردمى ! پس چرا با سرور مردم سركشى كرد ؟ - با علىّ روزى « ردا » و « برد » و « زمام مركب » پيغمبر را به ارث برده است .

غديريهء 18

- تا كبوتران مىخوانند ، بر خاندان و خويشان پيغمبر ، درود باد . - آيا آنها ستارگان آسمان هدايت و اعلام جاودان عزت ، نيستند ؟ - اى سرگردان در گمراهى ! امير المؤمنين امام است . - رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم و در حضور مردم او را بلند كرد . . . تمام اين قصيده ، در گزارش زندگى سيد خواهد آمد . معتز گفته است : از كسى