- على ، كسى است كه پارهء دور كفش محمّد نبى شد ؛ تا خداى يكتاى آمرزنده را خشنود كند .
- و بهترين مردم ( پيغمبر ) ، بىآنكه در نهان او را بخواند ، آشكار او بىپرده دربارهاش چنين فرمود :
- اين جانشين و نمايندهء من در ميان شما است ، با او از در نادانى درنياييد كه به كفر برمىگرديد .
- پيغمبر را در روز « دوح » خطبهاى بس بزرگ است كه در آن ، آشكارا به اداى وحى الهى پرداخته است .
غديريه 9
به سوّار بن عبد اللّه عنبرى ، قاضى بصره ، گزارش رسيد كه شاعر ما ، سيد حميرى ، دربارهء « حديث مرغ بريان » - كه همگان بر آن اتّفاق دارند - قصيدهاى اينچنين سروده است :
- آنگاه كه خبر صحيح مرغ بريانى اهدايى به پيغمبر بازگو شد ؛
- خبرى كه اوّلين بار ابان از انس روايت كرده و قيس حبر نيز آن را از قول سفينه كه مردى متقلب و ناپايدار بود ، نقل نمودهاند .
- سرانجام سفينه ، هدايت يافت ؛ ولى انس ، خيانت ورزيد ،
- و با ردّ گفتار سرور خلق ، و آنكه در ( قرآن ) ، اين كتاب محكم منزل مولاى مردم ، خوانده شده بود ، ستم نمود .
- و خداى ذو العرش او را هدايت نفرمود و به بيمارى زشت پيسى گرفتارش كرد .
سوّار گفت : اين مرد هيچيك از صحابه را وانگذاشت ، مگر آنكه دربارهاش شعرى سرود و زشتىهايش را بازگو نمود ؛ سپس دستور داد سيد را زندان كنند . بنى هاشم و شيعيان جمع آمدند و به سوار گفتند : به خدا سوگند ، اگر او را آزاد نكنى ، زندان را ويران مىكنيم . شاعرى كه ترا مىستايد ، صلهاش مىدهى و آنكه به مدح خاندان پيغمبر