تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
روى آوردند . - و در حالى كه دست على را به دست داشت ، و او را بىپرده نشان مىداد و به سوى وى اشاره مىكرد ، فرمود : - هان ! به راستى كه هركس من مولاى او هستم ، اين على ، به امرى ناگسستنى سرور اوست . - آيا تبليغ كردم ؟ گفتند : آرى . فرمود : پس در غياب و حضور به آن گواهى دهيد . - حاضران به غايبان برسانند ، و من نيز پروردگار شنوا و بيناى خود را بر آن گواه مىگيرم . - مردم برخاستند و براى بيعت ، دست در دست على نهادند . پس پيغمبر از آنها احساس نگرانى كرد و گفت : - خداوندا ! با دوست على دوست باش و دشمن و ناسپاس او را دشمن دار ! - كسانى كه وى را خوار دارند ، خوارشان دار و آنان كه با وى يارند ، ياورشان باش . - پس دعاى پيغمبر مصطفى را چگونه مىبينى ؟ آيا پذيرفته شده است يا بر باد هوا رفته ؟ - اى على ! اى همانند مصطفى ! و اى كسى كه در كار ولايتت ، مردم در غدير خم ، حاضر آمدند ! - دوستت دارم و گواهى مىدهم كه پيغمبر راستين با آهنگى رسا درباره‌ات تبليغ كرد . - و آنان كه با تو از در دشمنى درآمدند ، به آتش كشيده مىشوند و دوزخ بد گذرگاهى است .

غديريهء 8

- در ديار يار درنگ كن ، و آثار به‌جا ماندهء آن را به باران اشك سيراب ساز . - در آنجا « نوار » و « زينب » خانه داشته‌اند و اى خداى من ! نوار و زينب را نگهبان باش ! - به آنكه جانشين محمّد را دشمن مىدارد و از سخنش ، آشكارا انكار او را احساس مىكنم بگو . . . . سيد در اين قصيده گويد :
الغدير ( فارسى ) — صفحة 329 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى