- تا به دردمندى در قعر وادى دوزخ ، در افتاد و پيكرش نيز بستهء بلندىها شد .
كار خداى رحمان را ، دربارهء سوار شگفتانگيز ديدم و احكام خداى را جريانى به اندازه است .
- برو ، لعنت خداى رحمان بر تو باد ! و اى بدترين موجود زندهء خداى يكتا !
- اى دشمن امير مؤمنان ، آن كسى كه پيامبر در روز غدير با سخنى انكارناپذير ،
- در حالى كه همهء مردم حاضر بودند ، دربارهاش فرمود : هركس من در نهان و آشكار سرور اويم ،
- اين على برادر من و جانشين من در كارها است و قائم مقام من در هر يادكردى است .
- پروردگارا ! هركس على را دشمن دارد ، وى را دشمن دار ! و به جهنّم سوزانش درانداز .
- و تو اى سوّار ! به دشمنى على بىشك با خدا دشمنى كردى ، پس هان اى جهنّم او را به كام خويش فرو بر .
غديريه 10
- امّ عمر را در لوى جايگاه بىآب و گياهى است كه نشانى از آن به جاى نمانده است .
- پرندگان به وحشت از كنار آن مىگذرند و وحشيان از ترس آن مىغرّند .
- مارهايى در آنجا است كه مرگ از دم آنها مىترسد و در نيشهاى خويش زهر آماده دارند .
- اثر خانهاى در آنجا است كه مونسى جز مارهاى سرخ به خاك نشسته ندارد .
- آنگاه كه شتران را در آنجا نگه داشتم و چشمم از ديدن آن به اشك نشست ،
- به ياد دلبرى افتادم كه دل به مهرش بسته بودم ، پس شب را با دلى غمزده و دردناك به روز آوردم .
- عشق ازدى چنانم نحيف كرده است كه گويى از مهر او دل بر آتش دارم .
- از گروهى در شگفتم كه در سرزمينى بىجايگاه ، به خدمت پيغمبر آمدند .
- و گفتند : اگر مصلحت مىدانى ، ما را آگاه كن كه سرانجام كار رهبرى با كيست ؟