تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
- تا به دردمندى در قعر وادى دوزخ ، در افتاد و پيكرش نيز بستهء بلندىها شد . كار خداى رحمان را ، دربارهء سوار شگفت‌انگيز ديدم و احكام خداى را جريانى به اندازه است . - برو ، لعنت خداى رحمان بر تو باد ! و اى بدترين موجود زندهء خداى يكتا ! - اى دشمن امير مؤمنان ، آن كسى كه پيامبر در روز غدير با سخنى انكارناپذير ، - در حالى كه همهء مردم حاضر بودند ، درباره‌اش فرمود : هركس من در نهان و آشكار سرور اويم ، - اين على برادر من و جانشين من در كارها است و قائم مقام من در هر يادكردى است . - پروردگارا ! هركس على را دشمن دارد ، وى را دشمن دار ! و به جهنّم سوزانش درانداز . - و تو اى سوّار ! به دشمنى على بىشك با خدا دشمنى كردى ، پس هان اى جهنّم او را به كام خويش فرو بر .

غديريه 10

- امّ عمر را در لوى جايگاه بىآب و گياهى است كه نشانى از آن به جاى نمانده است . - پرندگان به وحشت از كنار آن مىگذرند و وحشيان از ترس آن مىغرّند . - مارهايى در آنجا است كه مرگ از دم آنها مىترسد و در نيش‌هاى خويش زهر آماده دارند . - اثر خانه‌اى در آنجا است كه مونسى جز مارهاى سرخ به خاك نشسته ندارد . - آنگاه كه شتران را در آنجا نگه داشتم و چشمم از ديدن آن به اشك نشست ، - به ياد دلبرى افتادم كه دل به مهرش بسته بودم ، پس شب را با دلى غمزده و دردناك به روز آوردم . - عشق ازدى چنانم نحيف كرده است كه گويى از مهر او دل بر آتش دارم . - از گروهى در شگفتم كه در سرزمينى بىجايگاه ، به خدمت پيغمبر آمدند . - و گفتند : اگر مصلحت مىدانى ، ما را آگاه كن كه سرانجام كار رهبرى با كيست ؟