تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
- و آنگاه كه تو درگذرى و از ما جدا شوى ، فريادرس ما كه خواهد بود و در ميان اينان ، كسانى بودند كه طمع ملكدارى داشتند . - پيغمبر فرمود : اگر آشكارا شما را آگهى دهم ، بيم آن است كه همان كارى كنيد ، - كه گوساله‌پرستان در تنها گذاشتن هارون ، كردند پس نگفتن سزاوارتر است . - در آنچه پيغمبر فرمود ، براى مردم خردمند و شنوا ، نكته‌ها است . - پس از آن ، از جانب پروردگار فرمان قاطعى به وى رسيد كه راه بازگشت نداشت . و آن چنين بود : - تبليغ ولايت كن كه اگر نكنى ، رسالت را به پايان نبرده‌اى . و خدا نگهدار و نگهبان تو است . - در آن هنگام ، پيغمبر كه هميشه به امر خداى خويش سخن مىگفت ، به پا خاست . - و بنا بر مأموريت ، خطبه خواند و دست على را بىپرده و آشكار به دست گرفت و آن را بلند كرد ، چه مبارك‌دستى كه بلند كرد و چه بزرگ دستى كه بلند شد . - آنگاه ، در حالى كه فرشتگان گردش را گرفته بودند ، و خداوند نيز شاهدى شنوا بود ، چنين فرمود : - « هركس من سرور اويم ، اين على مولاى او است » امّا آنها به اين كار خشنود نبودند و خرسند نگرديدند ، پس :
كرده تكذيبش نگرديده خجل * بر خلاف قول حقش بسته دل زين بگرديده است جمعى سينه داغ * فيل بىخرطوم ، مرد بىدماغ تا كه كردندش بر آن تربت ، نهان * فارغ از دفنش شدند آن ناكسان جمله ضايع كرده پند روز پيش * با ضرر تبديل كرده ، نفع خويش « 1 »
هامش
( 1 ) . اين ابيات را منحصرا براى قدرشناسى از شاعر ناشناختهء آن در خدمتى كه به مقام ولايت كرده است از نسخهء خطى شمارهء 6021 ، كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، نقل كردم . ( مترجم )