تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
كه از لعن ابى بكر و عمر باك ندارد ؟ عقبه گفت : من اين را نمىدانستم و بخشش من جز از جهت خويشاوندى و مودّت پيشين و رعايت حقّ همسايگى او نيست ، علاوه بر اين او دل به مهر خاندانى بسته است كه حق و جانبدارى آنان بر ما لازم است . ابو خلال گفت : اگر او راستگو است بگو ابو بكر و عمر را مدح كند تا برائت او را از نسبت تشيعى كه به وى مىدهند بازشناسيم . عقبه گفت : او خود سخن ترا شنيد و اگر بخواهد چنين مىكند . سيد گفت : - آنگاه كه من وصيت محمّد و پيمان استوار او را در روز غدير نگه ندارم . . . الخ . سپس خشمناك از جا برخاست . ابو خلال به عقبه گفت : اى امير ! مرا از شرّ سيد پناه ده كه خدا ترا از هرشرّى پناه دهد . گفت : چنين كردم به شرط آنكه تو نيز پس از اين متعرض وى نشوى . « 1 »

غديريهء 5

- مرا در مهرى كه به سرور و امام راستينم مىورزم ، بسيار سرزنش و نكوهش كرديد . سيد در اين قصيده گويد : - آن روز را به ياد آريد كه پيغمبر در سايهء درخت بزرگى ايستاد و مردم روز گرم و سوزانى را گذراندند . - دستش ( على عليه السّلام ) را به دست راست خود بلند كرد و از او با آهنگى رسا نام برد و گفت : - اى مسلمانان ! اين ، دوست و وزير و وارث و هم‌پيمان و پسر عمّ من است . - هركس من مولاى اويم اين على مولاى اوست . پس به پيمان‌هاى من وفادار باشيد . - نسبت على به من همانند نسبت هارون پسر عمران با برادر مهربان اوست .
هامش
( 1 ) . الاغانى : 7 / 262 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 327 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى