مگر او گويندهء اين بيت نيست كه :
فلا زلت بيهم حيث يتّهمو كنى * و لا زلت فى اشياعكم اتقلّب
به راستى كه خداوند او را به بركت اين بيت آمرزيده است و من پس از اين خواب ، دست از معارضهء كميت برداشتم . « 1 »
اين ابيات از ابياتى است كه دستگاه نشر مصرى ، آن را از قصيدهء كميت پس از بيت :
و قالوا ترابى هواه و رأيه * بذلك ادعى فيهم و القب « 2 »
انداخته است . سيوطى گفته است : ابن عساكر به اسناد خود از محمّد « 3 » بن عقير آورده كه :
بنى اسد مىگفتند : در ما فضيلتى است كه در عالم نيست . هيچ خانهاى از خانههاى ما نيست كه در آن بركت وراثت كميت نباشد ، زيرا او پيغمبر را در خواب ديده و رسول خدا به وى فرمودهاند : شعر « طربت و ما شوقا الى البيض اطرب » را بخوان و خوانده است و پيغمبر فرمودهاند : بوركت و بورك قومك ، تو و خويشاوندانت را بركت باد . « 4 »
و نيز روايت است كه ابن عساكر از ابى عكرمة ضبى از پدرش آورده است كه مىگفت : در كوفه مردم را چنان يافتم كه هركس قصيدهء طربت . . . را نمىخواند هاشمى نبود . « 5 » سيد نيز اين روايت را در الدرجات الرفيعه آورده است و در آنجا كه ( هر كس اين قصيده را نمىخواند ) شيعى نبود .
و نيز سيوطى گفته است : ابن عساكر از محمّد بن سهل آورده است كه كميت گفت :
پيغمبر را در روزهايى كه پنهان مىزيستم به خواب ديدم ، فرمود : از چه مىترسى ؟ گفتم :
اى رسول خدا ! از بنىاميه و اين بيت را براى حضرت خواندم :
- آيا نمىبينى كه به جهت دوستى خاندان پيامبر ، صبح و شام را به ترس مىگذرانم و هميشه مراقب احوال خويشم .
هامش
( 1 ) . اغانى 15 / 124 .
( 2 ) . گويند او در عشق و انديشهاش ، علوى است . مرا به همين نام مىخوانند و مىنامند .
( 3 ) . در غير شرح شواهد ، محمّد بن عقبه است . ( مؤلّف )
( 4 ) . شرح شواهد المغنى 13 .
( 5 ) . شرح شواهد 14 .