خشكى بوديم ناگاه گويندهاى نامرئى از پشت سر ما چنين سرود :
- ستارهاى بدرخشيد و با امواج نورانى خود تيرگيها را از ساحت زندگى راند .
- آن ستاره رسول خداست ، هركه پيرو او گردد رستگار مىشود ؛ چه ، خداوند او را برترى بخشيد . « 1 »
8 - بيهقى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كنند كه : شخصى خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله رسيد و عرض نمود : اى رسول خدا ، در ايام جاهليت ، شترم گم شد و من به جستجويش پرداختم بامداد روز بود كه گويندهاى نامرئى چنين بانگ برآورد :
- اى كه در شب ظلمانى در خوابى ! بدان كه خداوند در مكه پيغمبرى برانگيخته كه از خاندان هاشم است .
- باوفا و بزرگوار و همواست كه تاريكيهاى خطرناك شرك و كفر را با انوار هدايتبخش خود مىزدايد .
آن شتر گمكرده گويد : هرچه اطراف خود را نگريستم كسى را نيافتم و سپس بانك بر آوردم و چنين سرودم :
- اى سرايندهء ناپيدا ! كه ميان تاريكيها پنهانى ! گرد غم و درد به دامنت مباد .
- خدا ترا هدايت كند ، به من برگو آن پيغمبر چه مىگويد ؟
ناگاه اين سخن شنيد :
ظهر النّور و بطل الزّور و بعث اللّه محمّدا بالخيور .
نور تابان ظاهر شد و ظلم و ستم و هرچه تحميل است رخت بربست و خدا محمّد را با آنچه خير و نيكى است برانگيخت .
و سپس اين اشعار را سرود :
- ستايش خداى راست كه خلق را به عبث نيافريد .
- حضرت محمّد را به سوى ما فرستاد كه بهترين پيامبران مبعوث شده است ،
- خدا بر او درود فرستد مادامى كه كاروانهاى حج به سوى او روانند . « 2 »
هامش
( 1 ) . الخصائص الكبرى : 1 / 104 .
( 2 ) . الخصائص الكبرى : 1 / 109 .