تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
عوام گويد : به خدا سوگند كه قبل از شنيدن اين سخن ، من اسلامى نمىشناختم باز دوباره پاسخ گفت : - به نام خدا و توفيق او عزم راه كن و در رفتن از سستى و بىميلى بگريز . - راهت به گروهى باشد كه بهترين گروه‌هايند ، به سوى پيغمبر راستگوئى كه تصديق شده است . عوام گويد : چون اين بشنيدم ، بت را به گوشه‌اى انداخته و خارج شدم و به گروهى تازه‌وارد از قبيلهء همدان برخوردم كه بر گرد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله جمعند ، بر پيغمبر وارد شده و احوال خود گفتم ، پيغمبر مسرور شد و فرمود : اين داستان را به مسلمانان بگو و سپس امر فرمود كه بتها را بشكنم . و بعد از آن به يمن برگشتم در حالى كه قلبم به نور اسلام روشن شده بود و در اين‌باره چنين سرودم : - كيست كه به بدفرجامان قوم ما ، آنان كه در گوشهء منازل خود غنوده‌اند و يا ظاهرند . - نداى ما را برساند ، و خبر دهد كه خداوند ما را به راه حق هدايت فرمود ، بعد از آنكه عده‌اى از ما يهودى و نصرانى شده بودند . - ما اكنون از يغوث و يعوق و سائر بتها روى برگرفته‌ايم و از پيروان توئيم اى بهترين خلائق . « 1 » 5 - ابو نعيم از عباس بن مرداس سلمى روايت كند : روزى وارد بتخانه شده و به نزديك بت ضمار رفتم ، اطرافش را پاكيزه نموده ببوسيدمش ، ناگهان صدائى بلند شد و مرا مخاطب ساخت : - به تمام قبائل سليم بگو : بت‌پرستى كه بدان انس گرفته بوديد ، نابود گرديد و اهل مسجد رستگار شدند . - ضمار كه قبل از آمدن محمّد و نزول قرآن مورد پرستش بود ، هلاك باد . - آنكه بعد از عيسى وارث منصب نبوت است محمّد بزرگ مرد قريش مىباشد كه ره راست پيموده و به حقيقت گرائيده است .
هامش
( 1 ) . اسد الغابة : 4 / 153 ؛ الاصابة : 3 / 41 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 16 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى