- بتها به خوارى بر زمين ريختند و پادشاهان جهان همه بلرزه افتادند .
- آتشكدههاى فارسيان خاموش شد و پادشاهشان شب را با غم و اندوه به روز آورد .
- كاهنان كه احوال افلاك باز شناسند ، وامانده شدند . و از اخبار راست و دروغشان دست برداشتند .
- اى بزرگان قبيلهء قصّى ، از گمراهيها دست شوئيد و به سوى اسلام ، آن صحنهء باز گيتى ، روى آريد . « 1 »
3 - شخصى به نام ورقه گويد : در شب تولد رسول خدا ، در نزد بتى كه متعلق به قبيلهء ما بود بيدار نشسته بودم ، ناگاه از درون بتى اين ندا شنيدم :
ولد النّبىّ فذلّت الأملاك * و نأى الضلال و أدبر الاشراك
- پيغمبر متولد شد و ديگر پادشاهان به خوارى افتادند و گمراهى و بتپرستى و شرك از ساحت بشريت زدوده گشت .
و پس از اين ، بت با سر به زمين افتاد . « 1 »
4 - عوّام بن جهيل همدانى كليددار بتخانهء مشهورى به نام يغوث گويد : شبى را در بتخانه گذراندم و از آن بت شنيدم كه مىگويد : اى پسر جهيل ! هنگام نابودى بتها شده ، تو ديگر با بت يغوث وداع كن ! چه نورى از افق زمين مكه طالع گشت و ديگر ظلمتها راه عدم بايست گرفتن .
عوّام آنچه شنيده بود براى قوم خود تعريف كرد و باز گويندهاى نامرئى چنين گفت :
- اى عوّام آيا سخن حق را به گوش قوم خود مىرسانى يا بخل ورزيده و لب فرو مىبندى .
- بدان ، تيرگىها نابود گشتند و مردم به سوى اسلام گرائيدند .
عوّام در جواب گويد :
- اى كه به عوّام خطاب مىنمائى بدانكه عوّام از سخن حق باز نمىايستد .
- سنت اسلامى را بر ما برخوان .
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 2 / 341 ؛ الخصائص الكبرى : 1 / 52 .