- من به آنها لعنت نمىفرستم ، ولى اولى بدكارى كرد .
- و با اين كار دومى نيز كه از ديگران به عدل و داد نزديكتر و پاسدارتر مىنمود ، ستمگر و تبهكار شد .
- اينها ، فرمان پيشواى خويش ، و مردى را كه در حوادث روزگار از همه استوارتر بود ، ضايع گذاشتند و به گمراهى افتادند .
- حقّش را از ياد بردند و به وى با آنكه بر همهء آنها سرور بود ، بىآنكه اندك گناهى كرده باشد ، ستم كردند .
- به « بنى اميّه » در هرجا فرود آيند هرچند از شمشير و تازيانه آنها بترسى بگو :
- هان ! بيزارم از روزگارى كه در آن بيمناك و به فرمانبرى و فرمانبردارى از شما ، ناچارم .
- خدا گرسنه دارد آنكه شما سيرش كرديد و سير كند آن را كه به ستم شما گرسنه ماند .
- و بىپرده نخستين مرد مردمتان ( معاويه ) و خليع ( وليد بن عبد الملك ) را لعنت كند ،
- چه ، اينها به جاى سياستمدار دلخواه هاشمى نسبى ، بر مردم حكومت كردند كه او براى امّت وجودى بابركت و بهارى شكوفا بود .
- در نبردگاهها ، شيرى شكستناپذير و در به راه راست آوردن مردم ، پرتوان بود .
- امور امّت را بهپا مىداشت و از آنان دفاع مىنمود و خشكسالىها را براى هميشه به فراوانى نعمت مىسپرد .
پيرامون شعر
اين ابيات از قصايد درخشان كميت ( هاشميات ) است كه شمارهء آن ، چنان كه صاحب كتاب حدائق الورديّه تصريح كرده است به 578 بيت مىرسد ، ليكن دست نشرى كه بايد امين بر ودايع علم باشد ، ويرانگرى كرده و ابيات بسيارى از آن را كه ناچيز هم نيست ، حذف نموده است . مانند اين گناه را در چاپ ديوان حسان ، فرزدق و ابى نواس و غير آن ، نيز مرتكب شده است كه ذكرش گذشته است . اينك وقت آن است كه دست جستجوگر ، پرده از چهرهء اين جنايتهاى پنهانى بردارد . چاپ ليدن اين قصيده كه در سال 1904 به