و لم أر مثل ذاك اليوم يوما * و لم أر مثله حقّا اضيعا « 1 »
شيخ ابو الفتوح گفته است : از كميت روايت كردهاند كه گفت : امير مؤمنان عليه السّلام را در خواب ديدم به من فرمود : قصيدهء عينيهات را برايم بخوان . من خواندم تا به اين شعر رسيدم :
و يوم الدّوح دوح غدير خم * أبان له الولاية لو أطيعا
و او عليه السّلام فرمود : درست گفتهاى و خود نيز چنين خواند :
و لم أر مثل ذاك اليوم يوما * و لم أر مثله حقا اضعيا « 2 »
سيد در الدرجات الرفيعه و عقيلى به نقل از منهاج الفاضلين و مرآت الزمان ابن جوزى اين روايت را آوردند و سبط بن جوزى حنفى نيز در تذكره « 3 » از شيخ خود عمرو بن صافى موصلى از ديگرى نقل كرده است و مرزبانى در معجم الشعراء « 4 » گفته است : مذهب كميت در تشيع و ستايش او از خاندان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در روزگار بنىاميه مشهور است و از سخنان او دربارهء آنها است :
فقل لبني اميّة حيث حلّوا * و ان خفت المهنّد و القطيعا
اجاع اللّه من اشبعتموه * و اشبع من بجوركم اجيعا
و آوردهاند كه چون كميت اين قصيده را براى ابى جعفر محمّد بن على ( امام طاهر ) عليه السّلام خواند ، حضرت دربارهء او دعا كرد .
و در الصراط المستقيم بياضى عاملى آمده است كه فرزند كميت روايت كرده است كه پيغمبر را در خواب ديده و به وى فرمودهاند : قصيدهء عينيه پدرت را برايم بخوان و او خوانده و چون به اينجا رسيده است كه :
و يوم الدوح دوح غدير خم . . . .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به سختى گريسته و گفتهاند : پدرت درست گفت ، خدايش رحمت كناد ، آرى به خدا سوگند :
هامش
( 1 ) . كنز الفوائد ، كراجكى 154 .
( 2 ) . تفسير ، ابو الفتوح 193 .
( 3 ) . تذكره ، ابن جوزى 20 .
( 4 ) . معجم الشعراء ، مرزبانى 348 .