قصيده را ذكر مىكنيم و سپس آنچه را كه راجع به همهء هاشميات است يادآور مىشويم و آنگاه به ذكر مطالبى دربارهء قصايد غير عينيه مىپردازيم .
قصيدهء عينيه از هاشميات
شيخ ما ، مفيد در رسالهاش در معنى كلمهء مولى ، گفته است : « كميت » از شخصيتهايى است كه به شعر او در ( فهم معانى ) قرآن استشهاد كردهاند و دانشمندان به فصاحت و لغتشناسى و سرآمدى او در شعر ، و بزرگواريش در عرب ، اجماع نمودهاند و آنگاه كه مىگويد :
و يوم الدّوح ، دوح غدير خمّ * أبان له الولاية لو أطيعا
امامت على را به خبر غدير واجب دانسته و حضرتش را ، از سوى كلمهء مولى به رياست ستوده است . و بر كميت با آن جلالتى كه در لغت و عربيت دارد ، روا نيست كه وضع عبارت در معنى كند كه در لغت هيچگاه بدان معنى به كار نرفته و پيش از او عربىدان ديگرى استعمال نكرده و آن را آنچنانكه يكى از اعراب دريافته است درنيافته باشد . چه ، اگر چنين كارى بر كميت روا بود ، بر ديگرى جز او كه همانند او و يا بالاتر از وى بود ، روا نمىنمود و سرانجام به فساد تمام لغت مىگراييد و راهى در شناخت حقيقت لغت عرب براى ما نمىماند و اين در بسته مىشد .
كراجكى در كنز الفوائد به اسناد خود از هنّاد « 1 » بن سرى روايت كرده است :
امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب را در خواب ديدم . به من فرمود : اى هنّاد ! گفتم : لبيك ، اى امير مؤمنان ! فرمود : آن شعر كميت را برايم بخوان كه با اين بيت شروع مىشود :
و يوم الدوح دوح غدير خم . . . من خواندم . و او فرمود : اى هنّاد ! گوش فرا ده . گفتم :
بفرما سرور من ، فرمود :
هامش
( 1 ) . بخارى و گروه بسيار ديگرى ، اين روايت را از هناد نقل كرده و نسايى و ديگران آن را توثيق نمودهاند و ابو حاتم ( و 152 - م 243 ) آن را تصديق كرده است . ر ك : تهذيب التهذيب : 11 / 71 .