تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

1 ابو مستهل كميت ( 60 - 126 )

[ شعرى از وى ]

- شب‌زنده‌دارى ، خواب را از ديده‌ات برد و غمى اشك‌آور و ماتم‌زا ، كه شادى را از ياد مىبرد ، بر دل نشست . - ريزش اشك‌ها ، بر اندوهى است كه از درد روزگار بر دل نشسته است . - باران اشكى از ديده روان است كه در ريزش به دلوى پرآب مىماند . - ( اين اندوه و اشك ) براى از دست دادن بزرگان قريش و بهترين پايمردان ( رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) است كه همگان در پيشگاه خداى رحمان شفاعتگرند . - پيغمبرى كه آشكارا « مثانى » « 1 » خوان است و ابو الحسن على عليه السّلام ، برگزيدهء اوست . - على ، مولايى كه از شادى گريزان و به خشنودى خالق خويش شتابان است . - و پيغمبر او را برگزيد تا كسانى را كه از ذكر اين گزينش گريزان بودند ، به زانو درآورد . - و در روز دوح « 2 » ، غدير خم ، ولايت وى را آشكار فرمود ، اى كاش اطاعت مىشد ، - ليكن آن كسان پيمان ولايت را شكستند و من پيمانى به اين خطيرى نديدم .
هامش
( 1 ) . سورهء حمد . ( 2 ) . روزى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى تبليغ ولايت در سرزمينى كه درختان كهن و انبوه داشت ، فرود آمد .