و متون نظم و نثر قرون و اعصار اسلامى داشته است نيست ، و اين كار عظيمى بود كه افتخار ابتكار آن را علّامه بزرگ آيت اللّه مجاهد مرحوم امينى اعلى اللّه مقامه - برد و اين مهم را به بهترين صورت به انجام رساند و اثرى زنده و ارزنده و پاينده بنام « الغدير » فراهم فرمود كه اجازه دهيد من اصلا وارد وادى ثنا و ستايش اين كتاب مستطاب و مؤلف دانشمند و عالىجناب آن نشوم چه عظمت اين كار و عزّت اين اثر و لطف سخن و قبول خاطر و حرمت و محبوبيّت همگانى آن و تقريظها و تشويقهاى بسيار و رسالهها و مقالههاى بىشمارى كه در اينباره نوشتهاند و يادنامهاى كه اخيرا منتشر گرديده است ، ما را از هرتوصيف و تعريفى بىنياز مىكند .
آنچه گفتنى است اين است كه اين اثر ارزنده به زبان عربى است و لازم مىنمود كه هرچه زودتر به زبان فارسى ترجمه گردد تا مورد استفادهء بيشتر فارسىزبانان واقع شود و خداى را شكر كه كتابخانهء بزرگ اسلامى اين ضرورت را دريافت و به ترجمهء و نشر مجلّدات فارسى آن همّت گماشت و ترجمهء بخشى از اين كتاب عزيز را به اين نگارنده ناچيز پيشنهاد كرد و من بدان سبب كه از اين طريق هم توفيق عرض ارادت به ساحت قدس علوى عليه السّلام پيدا كنم ، اين پيشنهاد را پذيرفتم و ترجمه را آغاز كردم و با همهء اصرارى كه در صحّت و دقت ترجمه و همآهنگى آن با متن « الغدير » داشتهام ، اعتراف مىكنم كه گزارهء حاضر منتهاى خواسته و آرزوى من نيست و اين اعتراف بدان اعتبار است كه هيچ نوشته و اثرى نيست كه با دوبارهخوانى حسرت به نويسى آن را نخوريم و تجديد نظر در آن را ضرور ندانيم . عماد الدين اصفهانى ( م 597 ه ق ) گويد :
« انى رايت انه لا يكتب انسان كتابا فى يومه الّا قال فى غده : لو غير هذا لكان احسن و لو زيد كذا لكان يستحسن و لو قدم هذا لكان افضل و لو ترك هذا لكان اجمل و هذا من اعظم العبر » . « 1 »
هامش
( 1 ) . مىپندارم كه هرانسانى كه امروز كتابى مىنويسد ، فرداى آن مىگويد : اگر غير از اين مىنوشتم يا بر آن چنين مىافزودم يا آن عبارت را پيش مىآوردم و اين يكى را مىانداختم بهتر و نكوتر و زيباتر بود و اين بزرگتر مايهء پند است . ر ك : رياض المعارف ، از هر فنى ، صفحهء « پ » .