از پستان رسالت مايه گرفته و نهال نهادش از باغ امامت ، بالا آمده و در سراى وحى و خانهء تنزيل پرورش يافته و حتى يك لحظه از روزگار زندگى خويش را تا دم مرگ پيغمبر بى او نگذرانده ، با ديگران قابل مقايسه نخواهد بود » و حقا همچنين است ، چه مىدانيم كه سهم بزرگ اين همه محبت و مودّت و قرب و وحدتى كه ميان « محمّد صلّى اللّه عليه و آله » و « على عليه السّلام » است ، البته از احاطهء علمى پيغمبر به ذات و صفات و خلق و خلق « على عليه السّلام » مايه مىگيرد و به آشنائى رسول صلّى اللّه عليه و آله به مقام والاى « ولايت » مربوط مىشود .
امّا اگر از اين ناحيهء ناشناختنى شخصيت على عليه السّلام بگذريم ، نمايانترين جهت اين همه وحدت و صميميت را مىتوانيم در فضائل بسيار ، و مزاياى بىشمارى بيابيم كه در على هست و حضرتش را مظهر همهء تمايلات عاليهء پيغمبر كرده است .
على اعلم ناس و اشجع خلق و اتقى و اورع و اعدل و . . . مردم است مجموعهاى از فضائل و مناقب و كمالات ظاهرى و باطنى ، جسمانى و روحانى ، فردى و خانوادگى و اجتماعى است و از اين جهت نيز به قدرى در قلّه و اوج است كه بىاختيار بايد با شاعر هماهنگ شد كه ( لعمرى تلك احدى المعجزات ) و همراه با « صفى حلّى » به حضرتش معروض داشت كه :
جمعت فى صفاتك الاضداد * فلهذا عزت لك الانداد
زاهد حاكم حليم شجاع * فاتك ناسك فقير جواد
شيم ما جمعن فى بشر قط * و لا حاز مثلهن العباد
خلق يخجل النسيم من اللطف * و باس يذوب منه الجماد « 1 »
آرى او قهرمانى مهربان و تهمتنى فروتن و به گفتهء شيخ الرئيس ، فيلسوفى شجاع و دانائى توانا بود . مجمع اضداد و مجموعهء كمالات گوناگون و نسخهء منحصر به فرد روزگار
هامش
( 1 ) . در تو صفات متضاد فراهم آمد پس همگان به تو نسبت يافت
تو زاهدى حاكم ، بردبارى بىباك قهرمانى پرستشگر و نادارى بخشندهاى در تو منشهايى جمع گرديده كه در هيچ بشرى فراهم نيامده و هيچكس را به نظائر آن دسترس نيست .
خوئى به نرمى نسيم صبحگاهى و خشونتى سختتر از سنگ دارى . تجلى ولايت 222 .