تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
« و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله انى لم ارد على اللّه و لا على رسوله ساعة قط و لقد واسيته بنفسى فى المواطن التى تنكص فيها الابطال و تتاخرّ الاقدام نجدة اكرمنى اللّه بها و لقد قبض رسول اللّه و ان راسه لعلى صدرى و لقد سالت نفسه فى كفى فامررتها على وجهى و لقد وليت غسله صلّى اللّه عليه و آله و الملائكة اعوانى . . . فمن ذا احق به منّى حيّا و ميّتا . . . » نيز همه نوشته‌اند كه على براى اولين بار ديده به ديدار پيغمبر گشود و رسول محترم وى را به آغوش كشيد و گهواره‌اش جنبانيد . در چهار سالگى او را به خانه خود برد و به تربيتش پرداخت على را بر مركب خود سوار مىكرد و عمّامهء خويش بر سرش مىنهاد . بگاه برخاستن دستش به دست على مىداد و در وقت نشستن به او تكيه مىفرمود . دست به دست على مىنهاد و مىبوسيد و عرق از چهره‌اش مىسترد پوست از موز مىگرفت و بر دهان او مىنهاد . پنجه در پنجه‌اش فرو مىبرد . سر به گوشش مىنهاد و در خلوت خود با او ، ديگرى را راه نمىداد . بر جراحات على مىدميد و بر چشمان بيمارش دست مىكشيد . شب تبدارى على تا صبح نمىخوابيد و وقتى على را به جنگى مىفرستاد مىگفت : خدايا مرا مميران تا على را ببينم ! صاحب سرّ و نجوا و خلوت و كاتب و حيش على بود : « كان الوحى ينزل على رسول اللّه ليلا فلا يصبح حتى يعلّمه عليا و ينزل الوحى نهارا فلا يمسى حتى يعلّمه عليا » « 1 » . اينها نمونه‌ها كوتاهى از گفتار و رفتار پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با امام امير المؤمنين است كه خود اين اقوال و افعال ، « نصوص قوليه و فعليّهء » ديگرى براى جانشينى آن حضرت است و به قول علّامهء مجلسى « اينهمه خصوصيت و محبوبيت دلالت بر افضليت دارد » و به گفتهء آن ديگرى « همين توليت و تربيت ، سند زنده و گوياى امامت و خلافت است چه آن كسى كه رگ و ريشه وجودش از سرچشمهء نبوّت آب خورده و شجرهء برومند شخصيّتش
هامش
( 1 ) . اگر وحى در شب بر پيغمبر نازل مىشد آن شب را به روز نمىآورد مگر آنكه وحى را به على مىآموخت و اگر به روز فرود مىآمد ، آن روز را شام نمىكرد مگر آنكه على را از آن آگاه مىفرمود .