بود . و راستى همين اندك از بسيار فضائل و مزايائى را كه از آن حضرت برشمرديم ، راز حرمت و محبوبيت وى را در پيشگاه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تا اندازهاى مىنمايد و دوست و دشمن و مخالف و مؤالف را به اقرار و اعتراف به - اين ويژگى محبوبيت و آن همه فضيلت و مزيت ، ناچار و ناگزير مىكند .
و عجبا كه امام عليه السّلام در همين جنبه از شخصيت هم بىنظير و يگانه است .
به گفتهء ابن ابى الحديد : فضائل او از كثرت و شهرت به جائى رسيده است كه متعرض شدن آن سماجت است و با اينكه دشمنانش از فرط عداوت و دوستانش از ترس دشمنان ، فضائلش را نهان مىداشتند ، شرق و غرب عالم را پر كرد و گوش - آويز و زبانزد عام و خاص شد و ثبت و ضبط در كتب و آثار گرديد ، و اين خود نشان ديگرى از اعجاز و اعجاب اين شخصيت الهى است كه شيخ مفيد در ارشاد به آن اشارت مىكند و مىگويد :
« و من آياته و بيّناته التى انفرد بها ، ظهور مناقبه فى الخاصّة و العامة و تسخير الجمهور لنقل فضائله مع كثرة المنحرفين عنه . . . و توفير اسباب دواعيهم الى كتمان فضله و جحد حقه . . . و لمّا كانت العادة الجارية بخلاف ما ذكرناه فيمن اتفق له من اسباب خمول امره ما اتّفق لامير المؤمنين و انخرقت العادة فيه ، دل ذلك على بينونته من الكافّة بباهر الآية على ما وصفناه » « 1 » .
آرى بايد گفت :
« الحمد للّه الّذى لم تزدد على الاخفاء الا ظهورا و على الستر الّا بروز او على التغطية الّا بهجة و سرورا . . . »
در اثبات اين مدعا ، هيچ حجّتى قاطعتر و برهانى ساطعتر از همين حديث غدير و داستان دلانگيز و دلنشين آن و بررسى تأثير بسيارى كه در معارف و علوم و سنن و آداب
هامش
( 1 ) . از نشانهها و روشنگرىهايى كه على عليه السّلام در آن منفرد است ، پراكندگى مناقب او در ميان همگان و زبانزد شدن آنها ، با وجود منحرفان و جانبداران آنها است كه اسباب كتمان فضل و انكار حق حضرت را فراهم آوردند و چون در مورد كسى كه اسباب گمنامى و فراموشى كارش اينچنين فراهم مىشود عادت بر خلاف جريانى است كه براى امير مؤمنان پيشآمده است ، اين خرق عادت نشان نمايان برجستگى امام بر همگان و در همهء صفات خواهد بود .