دارد كه به وسيلهء اعضا و جوارح اجرا مىشود . در نتيجه ، هرعضوى از اعضاى انسان داراى تكليف خاصى است و محدود به حدود معينى است .
وظيفهء قلب ، غير از وظيفهء زبان است و وظيفهء زبان غير از وظيفهء گوش و وظيفهء گوش غير از وظيفهء چشم است ، دستها وظايفشان غير از وظايف پاها است و همچنين است يكيك اعضا كه هريك وظيفهء خاصى دارند چنان كه آيه شريفه مىفرمايد :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا .
« 1 » و همچنين فرمودهء پيامبر اكرم كه حافظ ابن ماجه روايت كرده است : الايمان معرفة بالقلب ، و قول باللّسان و عمل بالأركان . « 2 » و نيز روايت ديگر حضرت رسول : ايمان داراى هفتاد و چند شعبه است برتر آنها كلمهء « لا إله الّا اللّه » است و پايينتر آنها بر طرف نمودن ( موجبات ) اذيت است از سر راه مردمان ، و حيا ، شعبهاى از ايمان است . « 3 » و بر اين اساس ، ايمان داراى مراتب قوّت و ضعف است و انسان به همين بيانى كه ذكر شد رد آن واحد هم متّصف به ايمان مىشود و هم متّصف به عدم ايمان ؛ به اعتبارى داراى ايمان است و به اعتبارى ديگر فاقد ايمان است و از همين مطلب معناى كلام رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را مىفهميم ، مفاد كلام حضرت چنين است : شخص زناكار در حال زناكردن مؤمن نيست و در حال دزدى و بادهگسارى هم مؤمن نيست . « 4 »
پس صلاحيت و شايستگى مملكت بدن حاصل نشود ، مگر در صورتى كه تمام اعضا اطاعت كامل در مقابل وظايف خود داشته باشند و ايمان كامل نشود ، مگر اينكه همهء اعضا به وظايف ايمانى خود عمل نمايند . و همانگونه كه اگر عضوى كار ناروايى انجام دهد يا وظيفهء خود را انجام ندهد اين از ضعف ايمان قلبى صاحب آن عضو حكايت مىكند و مىنمايد كه اسلام در قلب چنين شخص متزلزل است چه ، قلب فرمانده بدن است و هيچ كارى در اعضا صورت نمىگيرد ، مگر تحت مراقبت و امر او ، همينطور هم
هامش
( 1 ) . اسراء 17 / 36 . « همانا گوش و چشم و قلب ، همگى مسئول و مورد مؤاخذه و پرسش قرار مىگيرند .
( 2 ) . سنن ، ابن ماجه : 1 / 35 . و به همين لفظ در نهج البلاغة از حضرت امير المؤمنين منقول است .
( 3 ) . اين روايت را بخارى ، مسلم ، ابو داود ، ترمذى ، نسايى و ابن ماجه در كتب خود نقل كردهاند .
( 4 ) . مسلم و غير او اين روايت را نقل كردهاند .