عمرو بن عاص با كمال نگرانى و ترس با خود گفت :
به خدا قسم ، امروز همانند جنگهاى زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از قبيل غزوهء « ذات السلاسل » و « يرموك » و « اجنادين » نيست . اى كاش من از اين معركه دور مىبودم . « 1 » اين است آنچه همزمانهاى او ، از او درك نمودهاند ، و به زودى سخنان آنها كه دربارهء عمرو گفتهاند خواهد آمد .
بلى ابن عبد البرّ پس از گذشت زمانهايى طولانى چنين در نظر گرفته كه در كتاب خود استيعاب او را از يكّهسواران قريش و دليران قوم در جاهليت به حساب آورد ، و شايد ابن منير « 2 » كه ده سال بعد از ابن عبد البر متولد شده بر سخن او در استيعاب وقوب يافته كه عمرو را چنين به شجاعت ستوده است !
ابن منير در قصيدهء خود چنين سروده :
- مىگويم : اگر معاويه خطا كرد ، تقدير خطا ننمود !
- اين را بدان كه معاويه و عمرو هيچ مكر و حيله نورزيدند .
- عمرو دلاورى كه با بيرون افكندن عورت خود با دشمن نبرد مىكرد ! نه با شمشير مردانه خود !
اكنون ( اى خوانندهء عزيز ) اين تو و موارد دشوارى كه او ( عمرو ) بر آن وقوف يافته ، تا ضعف و ناتوانى او را در روبرو شدن با رزمجويان در ميدان نبرد بنگرى ، و از حقيقت حال او در اين قسمت هم آگاه كردى .
از اين گفتارها كه گذشت ، ارزش سخن ابن حجر معلوم مىشود وى نقل نموده كه :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله عمرو را به جهت معرفت و شجاعتش به خود نزديك مىداشت « 3 » و ما فعلا در صدد اين نيستيم كه از ابن حجر بپرسيم كى و كجا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به خود نزديك فرمود ! !
هامش
( 1 ) . المحاسن و المساوى ، بيهقى : 1 / 39 .
( 2 ) . يكى از شعراى غدير است كه در قرن ششم مىزيسته قصيده و شرح حالش در ضمن شعراى قرن ششم خواهد آمد .
( 3 ) . الاصابة : 3 / 2 .