عمرو با نشان دادن عورت خود ، از مرگ رهيد .
زاهى بغدادى در شعرش چنين آورده :
- على از روى بزرگوارى از عمرو و بسر روى بگردانيد ؛ هنگامى كه با كشف عورت آنها روبرو شد .
و ديگرى از شعرا چنين سروده است :
- براى حفظ زندگى با تن دادن به ذلت و خوارى خيرى نيست چنان كه عمرو با تشبث به يكچنين خوارى خود را از هلاكت رهانيد .
عبد الباقى فاروقى عمرى گفته :
در شب مشهور به « ليلة الهرير » عمرو بن عاص چون خود را مغلوب يافت ، دعوت خود را آشكار ساخت و على خشمگين شد و از او گذشت و چون سيرهء نجيبان او را عفو نمود در حالى كه اگر مىخواست ، او را با سرنيزه پيوند داده ، نابودش مىساخت .
و به طورى كه شرح آن خواهد آمد ، اين كار زشت و رسوا از او مكرّر سر زده است ، آرى اگر در اين مرد كمى از شجاعت وجود داشت ، در مقابل نكوهشكنندگان با چهرهاى درهم و خشمگين روبرو مىشد و با زبان و غضب از خود دفاع مىنمود در حالى كه او همان عنصر پست و ناچيز است كه در جنگها ، نبرد به عهدهء سپاهيان دلير بود و از او هيچ اثرى در جبههء جنگ مشاهده نمىشد ، تنها در حيلهگرى مىانديشيد چنان كه در جنگ صفين مشاهده مىشود اصلا از خيمه و سراپردهء معاويه جدا نمىشد و با مكر و حيله با او همكارى داشت جز در موقف كه تفصيل آن خواهد آمد .
لذا او در بين شجاعان نام و شهرتى ندارد فقط به عنوان هوش و مكر و تزوير مشهور گشته است .
بيهقى خود آورده است كه :
عمرو بن عاص در روز جنگ صفين به پسرش عبد اللّه گفت : درست نگاه كن در صفوف مقدم سپاه على پيداست ؟ عبد اللّه گويد : نگاه كردم و على را ديدم ، به پدرم گفتم :
اين است على كه بر قاطرى نشسته و قبا و كلاه سفيدى پوشيده است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٣١