آن جناب مسرور مىشد ؛ او با كمال صراحت خود را چنين معرفى كرد . خداى او را در معامله و رفتار و سازشش مبارك نگرداند !
داستان شجاعت عمرو
سابقهاى از پسر نابغه ، در غزوات و نبردها سراغ نداريم ؛ نه در زمان جاهليت قبل از اسلام و نه در دوران نبوت . امّا جنگ صفين ! از او جز خاطرهء ننگين كشف عورتش در مقابل امير المؤمنين عليه السّلام و فرارش از مالك اشتر ، وجود ندارد .
در اين جنگ است كه ننگ و عار او براى هميشه در تاريخ ثبت شد و مورد تمثيل و تغنّى اهل حجاز قرار گرفت ، عتبة بن ابى سفيان راجع به رسوايى او در شعرش چنين آورده است :
- جز عمرو كه تخمهايش او را از خطر نجات داد و حال آنكه از مواجههء با اين خطر دلش در اضطراب بود .
و ذكر عمرو و موقعيت او در شعر معاوية بن ابى سفيان چنين آمده است :
- عمرو با ابو الحسين على عليه السّلام ، روبرو شد و عمرو ( آنكه منسوب به وائل است ) با خوارى و رسوايى بازگشت .
- اگر عورت خود را آشكار نساخته بود ، شيرمردى در روبرويش بود كه هرجنگجويى را خوار مىكند .
( و عمرو ) در شعر حارث بن نصر سهمى چنين نكوهش شده است :
به عمرو و ابن ارطاة بگوييد كه در مسير خود مراقب و آگاه باشند تا دوباره با شيرمرد ( على ) روبرو نشوند .
و ستايش نكنيد مگر اسافل اعضاى خود را كه به خدا قسم آنها شما را از هلاكت نگه داشت .
و در شعر امير ابى فراس چنين آمده است :
- در راه برطرفكردن هلاكت با پناه آوردن به خوارى و پستى خيرى نيست چنان كه