تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

امير المؤمنين و عمرو بن عاص در جنگ صفين

عمرو بن عاص پيوسته با حرث بن نضر خثعمى كه از اصحاب على عليه السّلام بود ، عداوت مىورزيد . على عليه السّلام حرث را چنان آماده ساخته بود كه يكّه‌تازان سپاه شام از او مىترسيدند و شجاعت او چنان در قلوب اهل شام قرار گرفته بود كه احدى از آنها حاضر نبودند با او روبرو شود و عمرو بن عاص ، در هرمجلس و محفلى از او به زشتى نام مىبرد و او را مورد نكوهش قرار مىداد . حرث دربارهء او اين ابيات را سرود : - عمرو از يادكردن حرث درگذشت زمان باز نمىايستد ، مگر اينكه با على روبرو شود ! - آن رادمردى كه شمشير را بر دوش راست نهاده و دلاوران را به چيزى نمىگيرد . - كاش ، در آن هنگامهء سخت ، و اجتماع جنگجويان كه شمشيرها قدرت خود را از دست دادند ؛ عمرو با على عليه السّلام روبرو مىشد . - آن هنگام ، كه در عرصهء كارزار آن سرپرست و حامى قوم ، - با دليرانى كه بر اسب‌هاى سفيد و سياه و تندرو ، مبارزان را به سوى خود مىخواندند ، - تو اى عمرو ! از فخر و مباهات آرام بگيرى و بدان جوان هاشمى را ملاقات كنى . - اگر مىخواهى با او روبرو شو ، تا بزرگى روزگار يا مرگ را ببينى ، و آنكه اين صفات در اوست على است . اين اشعار ، در بين مردم شايع شد تا به گوش عمرو رسيد ؛ قسم ياد كرد كه حتما با على روبرو مىشود ولو هزار بار بميرد . و چون صفوف سپاهيان از دو جانب در هم شدند ، عمرو با على روبرو شد و با نيزه‌اى كه همراه داشت حمله نمود . على عليه السّلام درحالى كه شمشير در دست داشت و نيزه خود را بر ركاب زين قرار داده بود به سوى او آمد و به او نزديك شد . همين‌كه اسب تازاند تا بر او تفوق يابد ، عمرو خود را از اسب به زير افكند و پاهاى خود را بلند نمود چنان كه عورتش نمايان شد . در اين حال على از او روى برگرداند و برگشت و اين بزرگوارى و آقايى آن حضرت ضرب المثل شد « 1 » .
هامش
( 1 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم 224 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 2 / 110 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 233 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى