خلافت بعد از عثمان چه كسى مىشود ؟ !
اگر طلحه عهدهدار شود ، در بخشش جوانمرد و در ميان عرب به اين صفت مشهور است ؛ و اگر پسر ابى طالب عهدهدار مقام خلافت گردد ، او در تمامى شئون فقط حق را در نظر دارد و رعايت مىكند و او در نزد من مكروهترين كسى است كه عهدهدار اين مقام شود ! !
پس از آنكه اطلاع يافت كه با على بيعت شده ، بسيار ناراحت شد و مترصد بود كه مردم چه خواهند كرد ؟ !
سپس متوجه شد كه معاويه در شام از بيعت با على عليه السّلام امتناع كرده و كشته شدن عثمان را اهميت داده و مردم را به خونخواهى او تحريك و تحريص مىكند .
در اين موقع با فرزندانش ، عبد اللّه و محمّد در مقام مشاوره برآمد و گفت : امّا على عليه السّلام مردى است در اجراى حق جرىّ و بىباك و خير و بهرهاى از ناحيهء او متصور نيست ! او چون منى را در هيچ امرى از امور دخالت نخواهد داد .
عبد اللّه گفت : پدر ! پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله درگذشت در حالى كه از تراضى بود ابو بكر و عمر هم از دنيا رفتند و از تراضى بودند ، بنابراين عقيده و رأى من اين است كه از هركارى دست بردارى و در خانهء خود بنشينى تا وقتى كه مردم ، همه بر امامى اتفاق نمودند ، تو نيز بيعت كن . امّا محمّد گفت :
تو يك تن از شخصيتهاى حسّاس عرب هستى و من صلاح نمىبينم كه امر خلافت بدون اينكه از تو نامى در ميان باشد شكل بگيرد ! !
عمرو گفت : امّا تو اى عبد اللّه ! خير و صلاح اخروى مرا در نظر گرفتى و رأى تو ضامن دين من خواهد بود ! امّا تو اى محمّد ! رأى به امرى دادى كه براى دنياى من مفيد است ولى نسبت به امر آخرتم نامطلوب و مضر است .
سپس به اتفاق فرزندانش به نزد معاويه رفت ؛ در شام مشاهده كرد كه مردم معاويه را به خونخواهى عثمان تحريك مىكنند . عمرو بن عاص به مردم شام گفت :
درست تشخيص دادهايد و حق با شما است ؛ در مقام خونخواهى خليفهء مظلوم از پاى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٢٧