تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
حيله خود مىتواند مصدر هرخير و شرى باشد . « 1 » - دين و دنيا در كفهء ترازو يكسان نيستند و من چشم‌بسته آنچه را به من عطا كنى ، مىگيرم . - من مژگان خود را در اين معامله برهم گذاشته ، و خود را فريب مىدهم . - و در مقابل نيرويى در اختيارت قرار مىگيرد كه براى پادشاهى تو بسيار سودمند است و اگر من در اين كار دچار لغزش و خطا كردم ، به زمين خواهم خورد . - تو مصر را از من بازمىدارى و حال آنكه مصر ، عطاى زيادى نيست ، ولى من از زمان‌هاى پيش بدان حريص بوده‌ام . معاويه به عمرو بن عاص گفت : آيا مىدانى كه منطقهء مصر از حيث اهميّت چون منطقه عراق است ؟ عمرو گفت : بلى ، امّا اين منطقه هنگامى براى تو داراى اين ارزش و موقعيت است كه از آن تو گردد و هنگامى از آن تو مىشود كه در عراق بر على مسلّط شوى و حال آنكه اهل عراق ، به على پيوسته و اطاعت او را گردن نهاده‌اند ! در اين موقع عتبة بن ابى سفيان وارد شد و به معاويه گفت : آيا راضى نمىشوى در مقابل عمرو و فعاليت‌هايش ، مصر را به او واگذارى ؟ آن هم به اين شرط واگذار كنى كه با كمك او به مقصود برسى و به نتيجه نائل گردى ؟ ! كاش تو بر شام غلبه نمىكردى . معاويه به عتبه گفت : امشب در نزد ما باش ، پاسى از شب گذشت ، عتبه با صداى بلند كه معاويه هم بشنود اين اشعار را خواند : - اى كسى كه بازمىدارى شمشيرى را كه هنوز به اهتزاز درنيامده است ، تو مانند گوسفندى هستى كه شير اولش را دوشيده و براى بار دوم پشم او را نچيده‌اند تا فربه شود . - اگر مىخواهى نتيجه بگيرى ، از شير اوّل كه ريزش دارد بهره بگير ، و از بهرهء بعدى خوددارى كن تا فربه شود . - دامن از تنبلى فروكش ، و فرصت را قبل از فوتش غنيمت شمار و او ( عمرو ) را به جنبش
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار ، ابن قتيبه : 1 / 181 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 210 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى