تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
در اين جنگ كه تو صددرصد ، انگيزندهء آن بودى ؛ معاويه به هيچ‌وجه چون على نيست ، على آن جنگ را به حق آغاز نمود و سرانجام دچار مكر و حيلهء شما شد ، امّا معاويه جنگ را به ستم و ناروا آغاز نمود و سرانجام به اسراف ( و خونريزى مردم ) پرداخت . مردم عراق در آن جنگ ، مانند مردم شام نبودند ، مردم عراق با على كه بهترين آنها بود ، بيعت كردند و مردم شام با معاويه كه بدترين آنها بود بيعت نمودند . من و تو هم در اين امر يكسان نبوديم ، من ارادهء خدا را داشتم و تو قصدت رسيدن به حكومت مصر بود و اينجا بود كه تشخيص دادم چه چيز ترا از من دور و ترا به معاويه نزديك ساخت . بنابراين اگر تو قصد شر و فساد دارى ، ما به هيچ‌وجه بر تو پيشى نمىگيريم و اگر قصدت خير و صلاح امّت باشد هرگز بر ما پيشى نخواهى گرفت . سپس برادر خود فضل بن عبّاس را طلبيد و گفت : اى پسر مادرم ! در جواب عمرو بن عاص اشعارى بگو و فضل ، اين اشعار را سرود : - بس است ترا مكر و حيله‌گرى و بدانديشى و پريشانىسرائى ! كه براى درد نادانى تو دوا و علاجى نيست ، - جز سرنيزه‌اى كه پىدرپى در گلوگاهتان بزنند تا از پاى درآييد و غرور آن را خاتمه دهد . - اين است داروى همهء شما تا سر اطاعت در برابر على عليه السّلام و ابن عبّاس فرود آريد . - امّا على ، پس خداى او را به فضيلت و بلندى قدر و منزلت بر خلق برترى داد . - اگر شما دست از جنگ برداريد ، ما نيز جنگ را ناتمام وامىگذاريم و اگر جنگ را برانگيزيد سستى و شكست در ما نخواهد بود ؛ - آنچه از آثار شوم جنگ بر ما و شما برسد ، بازگشت ندارد و همگان در معرض خطر خواهند بود . - كشتار عراق با كشتار شام در برابر يكديگر صورت گرفت ، ولى براى حق و راستى باكى نداريم ، - خداى ، مبارك نگرداند ( كار ترا ) در مصر ، كه شرى برانگيختى و از اين جام بهره‌مندى و نصيب تو جرعه‌اى بيش نيست !
الغدير ( فارسى ) — صفحة 200 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى