عمرو تعريف مىكرد . عمرو به او گفت : اگر تو راست مىگوئى اين دفعه كه با او ملاقات كردى ، تقاضا كن از عطر مخصوص نجاشى به تو هم بدهد و مقدارى از آن را جهت صدق گفتارت براى من بياور تا ترا تصديق كنم .
عماره تعهد كرد كه اين كار را انجام دهد و هنگامى كه با همسر نجاشى ملاقات كرد اين تقاضا را نمود . او هم مضايقه ننمود ، و يك شيشه از عطر مخصوص همسرش را به عمارة داد ، عمرو وقتى عطر مخصوص شاه را در دست عماره ديد ، گفت : حالا فهميدم كه تو در همهء آن گفتار راست مىگوئى و تو به چيزى دست يافتهاى كه احدى از عرب چنين بهرهاى نبرده ، تو به همسر پادشاه حبشه دست يافته و از او كام گرفتهاى ؛ و نشنيدهايم كه چنين نصيبى به كسى رسيده باشد . سپس عمرو به نزد نجاشى رفت و مفصل قضيه را براى نجاشى تعريف كرد و عطر مخصوص را به شاه نشان داد . پس از آنكه اين راز بر نجاشى مسلّم شد ، عماره را طلبيد و زنانى چند حاضر نمود ، دستور داد عماره را برهنه سازند و به زنها امر كرد تا در آلت عماره بدمند و پس از اين تنبيه او را رها ساختند و عماره هم با رسوايى فرار كرد . « 1 »
10 - نامهء ابن عبّاس به عمرو
ابن عبّاس در پاسخ نامهء عمرو ، نامهاى نوشت به اين مضمون : امّا بعد ، من در ميان عرب ، از تو بىحياتر نيافتم ، معاويه ترا به پيروى از هوا واداشت ، و تو هم دين خود را به بهاى بسيار كمى به او فروختى . سپس به طمع رسيدن به ملك و پادشاهى در ميان مردم به ظاهرسازى و مردمفريبى پرداختى و چون از آن نصيبى نيافتى و دنيا را چون ديگر گناهكاران بزرگ دانستى ؛ لذا به شيوهء زهد و ورع خودنمائى كردى و غرضت از اين همه نيرنگ ، آماده ساختن جنگ و درهم شكستن نيروى مؤمنين بود ! ! اگر راست مىگوئى كه همهء نقشههايت براى خداست ، دست از حكومت مصر بردار ، و به خانهات برگرد . چه ،
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار ، ابن قتيبه : 1 / 37 ؛ اغانى : 9 / 56 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد 2 / 107 ؛ قصص العرب : 1 / 89 .