تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

8 - نفرين عايشه بر عمرو

پس از آنكه خبر كشته شدن محمّد بن ابى بكر به عايشه رسيد در مرگش بيقرارى بسيار نمود و پيوسته در قنوت و بعد از نماز بر معاويه و عمرو بن عاص نفرين مىنمود . « 1 »

9 - امام حسن و عمرو

زبير بن به كار در كتاب مفاخرات روايت نموده است : عمرو بن عاص ، وليد بن عقبة بن ابى معيط ، عتبة بن ابى سفيان بن حرب و مغيرة بن شعبه ، نزد معاويه جمع بودند و سخنان دردناكى از امام حسن به آنها رسيده بود و نظير همين سخنان از ناحيهء آنها به امام حسن رسيده بود . آن جمع به معاويه گفتند : اى امير المؤمنين ! بنگر كه حسن بن على چگونه نام پدرش را زنده نموده و سخنانش مورد تصديق مسلمين واقع شد ؛ و امر او را گردن مىنهند و از او پيروى مىنمايند و بر اثر اين جريان او بيش از آنچه هست بلندمرتبه و مشهور مىگردد . ما ، پيوسته از او چيزهايى مىشنويم كه باعث نگرانى ماست . معاويه گفت : اكنون در اين‌باره چه مىگوييد ؟ گفتند : به دنبال او بفرست تا ما او را و پدرش را در محضر تو دشنام دهيم و نكوهش و سرزنش نماييم ؛ به او بگوئيم كه پدرش قاتل عثمان بود و در اين‌باره از او اقرار مىگيريم و حال آنكه او نمىتواند ( در حضور تو ) با ما معارضه كند . معاويه گفت : واى بر شما ، چنين نكنيد ، به خدا قسم هيچگاه در نزد او نشستم ، مگر آنكه مقام او و عيب‌جوئيش مرا بيمناك ساخت . گفتند : به هرصورتى شده تو اين كار را بكن . معاويه گفت : اگر به دنبال او بفرستم تا در اين محضر حاضر شود ، بدانيد كه من جانب انصاف را نسبت به او از دست نمىدهم . عمرو بن عاص گفت : آيا ترس آن دارى كه باطل او بر حق ما غلبه كند ؟ ! و يا سخن او بر سخن ما برترى يابد ؟ ! معاويه گفت : اگر بفرستم و او را حاضر كنم كه بيايد به او امر مىكند كه تمام آنچه به نظرش مىرسد ، بازگو كند گفتند : باشد . معاويه گفت : حال كه بر خلاف نظر من ، تصميم
هامش
( 1 ) . تاريخ ، طبرى : 6 / 60 ؛ كامل ، ابن اثير : 3 / 155 ؛ تاريخ ، ابن كثير : 7 / 314 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد 2 / 33 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 194 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى