اوصاف نكوهيده ياد شدهاند ، و يا بدين سبب كه در ناقلين خطبه خدشه مىكرده است و يا به اين علت كه راضى نمىشده مردم بر حال عمرو بن عاص و رفيقش مطلع گردند ؛ دنبال خطبه را بريده و آن را تا آخر بيت مورد استشهاد ذكر كرده و سپس گويد : حضرت بعد از اين جمله سخنى دربارهء رفتار داوران دارد و داوريشان را رد نموده و نكوهش نموده است و سخنانى بر خيانت و گمراهى حكمين ايراد فرموده است . « 1 »
در اين مورد ضمن خطبههاى امير المؤمنين عليه السّلام سخنان بسيارى در پيرامون اين مرد ( عمرو بن عاص ) مذكور است كه ما براى رعايت اختصار از ذكر آن صرف نظر نموديم مانند اين جمله از فرمايش آن حضرت : پسر نابغه ، آن دشمن خدا و دوست آنكه خدا او را دشمن مىدارد ، رهسپار مصر شد . و يا اين جمله : ناپاكان و ستمكاران مصر را فتح كردند ؛ همان جفاپيشگان كه خلق خدا را از راه خدائى بازداشتند و پيوسته كجروى و انحراف را ترويج نمودند « 2 » .
7 - امير مؤمنان عمرو را در قنوتش لعنت مىفرستد
ابو يوسف قاضى از طريق ابراهيم آورده است : همانا على عليه السّلام هنگامى كه معاويه با او جنگ مىنمود در قنوت خود بر معاويه نفرين مىنمود و اهل كوفه هم در اين كار از حضرت پيروى كردند ؛ معاويه نيز همين كار را مىكرد و اهل شام هم از او تبعيت مىنمودند . « 3 »
طبرى روايت مىكند : على عليه السّلام هنگامى كه نماز مىخواند در قنوت چنين مىفرمود :
اللهم العن معاوية و عمرا و ابا الاعور السلمى و حبيبا و عبد الرحمن بن خالد و الضحّاك بن قيس و الوليد .
چون اين خبر به معاويه رسيد او نيز در قنوت خود على و ابن عبّاس و اشتر و حسن و حسين را لعن مىنمود . « 4 »
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابن كثير : 7 / 286 .
( 2 ) . تاريخ ، طبرى : 6 / 61 و 62 .
( 3 ) . الآثار 71 .
( 4 ) . تاريخ ، طبرى : 6 / 40 .