تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

5 - نامهء امير مؤمنان به عمرو

( اين نامه ) از جانب بندهء خدا على امير المؤمنين به آن ابتر بن ابتر عمرو بن عاص بن وائل ، سرزنش‌كنندهء محمّد و آل محمّد در عصر جاهليت و اسلام سلام بر آن كس كه سعادت را پيروى كند . امّا بعد ، همانا تو ، شؤون مردى و مردانگى را به خاطر شخص فاسقى كه پرده‌اش دريده است ، از دست داده‌اى ؛ كسى كه اشخاص شريف و كريم در مجلسش اهانت مىشوند و اشخاص حليم و بردبار ، با آميزش با او بىارزش و به سفاهت منسوب مىشوند و در نتيجه دلت تابع دل او شد ، چنان كه گفته شده : وافق شن طبقه « 1 » . اين پيروى تو از او باعث شد كه دينت را از تو بگيرد و سپردهء الهى را ( دين و مسؤليت در مقابل آن ) و دنيا و آخرتت را تباه سازد ، البتّه خدا نابكارى و پستى ترا از روز نخست مىدانست چنان كه گرگى دنبال شير روانه مىشود تا در سايه چنگال نيرومندش به نوائى برسد و از زيادى شكارش شكمى از عزا درآورد ، تو نيز پيرو معاويه شدى تا از پس‌مانده‌اش چيزى به تو رسد ، ولى از آنچه قلم تقدير بر آن جارى گشته گريزى نيست . در حالى كه اگر حق را مىيافتى و در راه حقيقت سير مىكردى به آنچه اميد به دست آوردنش را در دل داشتى مىرسيدى . چه ، مسلم است هرآن كس كه پيرو حق باشد به رشد و سعادت مىرسد . اگر خداوند مرا بر تو و آن زادهء زن جگرخوار ، مسلّط فرمايد ، شما را به ستمكاران قريش ملحق خواهم كرد به آنهايى كه در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خداوند قهار آنها را هلاك فرمود ، و اگر تو و او زنده بمانيد و زندگيتان بعد از من ادامه يابد ، خدا شما را كفايت كند و همان انتقام و عقاب خدا شما را بس است . و السّلام . يك نكتهء مفيد : ابن ابى الحديد اين نامه را به اين صورت نقل نموده است ، درحالى كه ما اين نامه را در كتاب نصر بن مزاحم نيافتيم ، پس هركس در بسيارى از آنچه ابن ابى الحديد از اين كتاب نقل نموده دقت و امعان نظر كند ، خواهد دانست كه آنچه از كتاب
هامش
( 1 ) . مثل مشهورى است كه در مورد توافق دو نفر به طور كامل از حيث سجاياى اخلاقى آورده مىشود . ر ك : مجمع الامثال ، ميدانى : 2 / 321 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 189 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى