تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
نصر بن مزاحم به چاپ رسيده است مختصرى از كتاب اصلى است نه تمام كتاب او و كتاب نصر از آنچه كه فعلا در دسترس است بسيار بزرگتر بوده است . « 1 » صورت ديگر از نامه : همانا تو دين خود را تابع دنياى كسى قرار دادى كه گمراهى و ستمكاريش آشكار است و پردهء حيا و دينش دريده ؛ انسان بزرگوار در مجلس او مورد نكوهش و اهانت واقع شود و بردبار و حليم با آميزش او به سفاهت منسوب گردد ؛ تو از او پيروى كردى به خاطر مال دنيا ، چون سگى كه دنبال شيرى را گيرد تا از پنجه‌هاى نيرومند او بهره‌مند گردد و در انتظار آن باشى كه از باقيماندهء طعمهء خود چيزى به سويت افكند ، در نتيجه اين روش ؛ دنيا و آخرت خود را از دست دادى ! در حالى كه اگر به حق مىپيوستى به آرزوهايت مىرسيدى . آن هنگام كه خداوند ، مرا بر تو و پسر ابو سفيان پيروز كند و غلبه دهد ؛ پاداش اعمالتان را به شما مىرسانم و اگر مرگتان به تأخير افتد و بعد از من باقى مانديد ، آنچه در پيش روى شماست و در آينده در انتظارتان است بدتر است . و السّلام « 2 »

6 - خطبهء امير المؤمنين بعد از حكميت

پس از آنكه خوارج خروج نمودند و ابو موسى به مكّه گريخت و على عليه السّلام ابن عبّاس را به بصره برگرداند ؛ آن حضرت در كوفه اين خطابه را ايراد فرمود : ستايش مر خداى راست ، هرچند روزگار سانحهء مهم و حادثهء بزرگى را به وجود آورد من شهادت مىدهم كه جز خداى يگانهء بىشريك كسى شايستهء پرستش نيست و محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستادهء اوست . امّا بعد ، همانا سرپيچى از نصيحت و صلاح‌انديشى مهربان و دانا و كارآزموده ، حسرت به بار مىآورد و باعث ندامت است . من در موضوع اين داورى كه صورت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : 4 / 61 از كتاب صفين نصر بن مزاحم ؛ دكتر احمد زكى صفوت اين نامه را از ابن ابى الحديد در جمهرة الرسائل : 1 / 486 نقل نموده است . ( 2 ) . نهج البلاغه : 2 / 64 .