سخن على عليه السّلام به روايت ابن قتيبه : زيد بن وهب گويد : علىّ بن ابى طالب به من گفت :
شگفتا از پسر نابغه ! مىپندارد كه من شوخ و مزّاح و هرزهدرا و بيهودهسرايم ! وه چه نسبت ناروايى ! همانا بدترين گفتار ، سخن دروغ است . هنگامى كه چيزى طلب كند با قسم همراهش مىسازد و ابرام مىكند و زمانى كه از او چيزى تقاضا شود بخل مىورزد در هنگام جنگ مردى است سختگير و پرفرمان تا مادامى كه شمشيرها به كار نيفتاده ، ولى هنگامى كه زدوخورد درگير شود بزرگتر حيله و نيرنگش اين است كه خود را واژگون سازد و با آشكار ساختن سرين خود ؛ مانع از حملهء خلق شود . خدا او را پست و نابود سازد « 1 » .
سخن على عليه السّلام به روايت ابن عبد ربه : در محضر علىّ بن ابى طالب سخن از عمرو بن عاص پيشآمد . حضرت دربارهء او چنين فرمود : شگفتا از پسر نابغه ! چنين پنداشته و شايع كرده كه من مزاح و هرزهدرا و بوالهوسم ! وه چه نسبت ناروايى ! ! بدترين سخن دروغترين آن است ، همانا او هنگام درخواست ، ابرام مىكند و اگر از او چيزى تقاضا شود بخل مىورزد و هنگامى كه شرارهء جنگ زبانه كشد و شمشيرها به كار افتد همهء همّش اين است كه لباس خود را درآورد و با ظاهر ساختن سرين خود از حملهء جنگجويان جلوگيرى كند . خدا او را هلاك و نابود سازد !
3 - سخنى ديگر از امير مؤمنان
هنگامى كه مردم شام در جنگ صفين قرآنها را بر نيزهها زدند و جنگجويان را به حكم قرآن دعوت نمودند على عليه السّلام فرمود : اى بندگان خدا ! من سزاوارترين كسى هستم كه كتاب خدا را پذيرفتهام امّا معاويه ، عمرو بن عاص ، ابن ابى معيط ، حبيب من مسلمه و ابن ابى سرح ، اينان نه اهل ديانتند و نه به قرآن اعتقادى دارند ، من آنها را بهتر از شما مىشناسم در وقت كودكيشان با آنها بودهام و پس از آنكه به حدّ مردى رسيدند باز با آنها بودهام در هنگام كودكى و مردى بدترين بودند !
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار : 1 / 164 .