اين سخن ، ( دعوت او به حكم قرآن ) سخن حقى است كه از آن ارادهء باطل و ناروا شده ؛ به خدا قسم اينان قرآن را بلند نكردهاند ؛ اينان قرآن را نمىشناسند و بدان عمل نمىكنند و اينكه مىبينيد كه قرآنها را بر سر نيزهها كردهاند ، جز مكر و حيله چيز ديگرى نيست « 1 » .
4 - سخن ديگرى از على عليه السّلام
ابو عبد الرحمن مسعودى گويد : يونس بن ارقم بن عوف از مردى سالخورده از قبيلهء بكر بن وائل برايم روايت كرد : ما در جنگ صفين با على بوديم ، عمرو بن عاص تكه پارهاى سياه و مربع به سر نيزهاى كرد و بلند نمود ، گروهى گفتند كه اين رايتى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى او ترتيب داده و اين مطلب بين مردم شايع شد تا اينكه به حضرت على عليه السّلام رسيد . حضرت فرمود : آيا مىدانيد داستان اين رايت چيست ؟
رسول خدا ، اين پارچه را به عمرو بن عاص ( اين دشمن خدا ) نشان داد و فرمود :
كيست آن را با آنچه دربارهء آن مقرر است بپذيرد ؟ عمرو گفت : اى رسول خدا ! مقرّرات و شرائط آن چيست ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شرطش اين است كه با در دست داشتن آن با مسلمانى جنگ نكنى و آن را به كافرى نزديك ننمايى . عمرو آن را گرفت و اكنون به خدا قسم آن را به مشركين نزديك ساخته و با در دست داشتن آن امروز با مسلمين مىجنگد ! به آن خداوندى كه دانه را در زمين شكافته و رويانده و اين همه خلق را آفريده ، اينان اسلام نياوردهاند ! بلكه تظاهر به اسلام نموده و كفر و ناسپاسى را در درون خود نگاه داشتند ! همين كه يارانى و همكارانى يافتند به دشمنى و عناد خود بازگشتند ، جز اينكه نماز را به صورت ظاهر ترك نكردند ! « 2 »
هامش
( 1 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم 164 .
( 2 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم 110 .