تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
نموديم خود را در اين جور و كين * گرفتار در اسفل سافلين به درگاه حق جملگى شرمسار * اسير عذاب و گرفتار نار نه جبران شرمندگىها شود * نه وز خون عثمان نجاتى بود على آن عزيز خداى ودود * بود خصم ما جمله يوم الورود ز حق دور و در جور خود سوختيم * ز هى زشت نامى كه اندوختيم حساب من و تو بدست على است * بلى روز محشر محاسب على است چه عذرى است ما را به روز جزا * در آندم كه افتد ز رخ پرده‌ها پس اى واى بر تو در آن روز سخت * سپس بر من مجرم تيره‌بخت ايازادهء هند بد باختى ! * سرانجام خود را تبه ساختى تو عهدى كه با من نمودى چه شد ؟ * وفايى نكردى تو بر عهد خود به كامى كه بگرفتى از اين جهان * كه ناچيز و ناپايدار است آن مزاياى بسيار دادى ز دست * زيان كردى و گشتى از هيچ مست من از خلق غافل نگشتم دمى * نمودم بسى مكر و نامردمى كه تا شد ميسّر ترا ملك و جاه * رسيدى به اين مسند و تكيه‌گاه و گرنه تو اندر صف كارزار * بدى در كمين تا نمايى شكار فراموش كردى كه ليل هرير * به صفين در آن وحشت بىنظير بخوابيدى و چون شترمرغ زار * تغوط نمودى به خود بىقرار در آندم كه آن يكه‌تاز دلير * براند از ميان آن سپاه شرير چو شيرى دمان خشمگين حمله‌ور * تو از ترس با خاطرى پرشرر ز من چاره مىخواستى و مفرّ * ز چنگال حيدر شه حيّه در ببستى در آندم تو عهد و قرار * تفو بر تو و عهدت اى نابكار كه چون شاهد ملكت آمد ببر * مسخر شدت مملكت سربسر مرا نيمى از آنچه عايد شود * ببخشايى از جنس و نوع و عدد بر اين سيره من حيله‌ها ساختم * به تدبير اين امر پرداختم
الغدير ( فارسى ) — صفحة 168 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى