تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

پيرامون شعر

اين قصيده ، به نام جلجليّة ناميده شده است كه عمرو بن عاص در جواب نامهء معاوية بن ابى سفيان سروده است نامهء معاويه مربوط به مطالبهء خراج مصر از عمرو بن عاص بود و مورد مؤاخذه قرار گرفته كه خراج را ارسال ننموده است . دو نسخه از اين قصيده ، در دو مجموعه در كتابخانهء خديوى مصر موجود است و در ج 4 ص 314 فهرست چاپى كتابخانهء مزبور ضبط شده است و ابن ابى الحديد قطعه‌اى از آن را روايت نموده « 1 » و اضافه نموده كه اين تكه از قصيده را به خط ابى زكريا ، يحيى بن على خطيب تبريزى « 2 » ( م 502 ) يافته است . و اسحاقى گويد : معاويه نامه‌اى به اين مضمون به عمرو پسر عاص نوشت : نامه‌هايى مكرر مبنى بر مطالبهء خراج مصر به تو نوشتم و تو در جواب آن كوتاهى كرده و امتناع ورزيدى . اكنون براى آخرين بار مىنويسم كه بدون هيچ تأخيرى فورا خراج مصر را ارسال نما ، و السّلام . عمرو پسر عاص در جوابش قصيدهء جلجليه را فرستاد كه با اين ابيات شروع مىشود : « 3 »
معاوية الفضل لا تنس لى * و عن نهج الحق لا تعدل نسيت احتيالى فى جلّق * على اهلها يوم لبس الحلى ؟ و قد أقبلوا زمرا يهرعون * و يأتون كالبقر المهّل
و باز از جملهء ابيات مزبور اين است :
و لولاي كنت كمثل النساء * تعاف الخروج من المنزل نسيت محاورة الاشعرى * و نحن على دومة الجندل
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 2 / 522 . ( 2 ) . لغت‌شناس و نحوى بزرگ ، ابن الناصر گويد : در بيان راستگو و داراى مصنفات بسيارى است . همچنين ابن كثير شرح حال او را آورده است . تاريخ ابن كثير : 12 / 171 . ( 3 ) . لطائف اخبار الدول 41 .