4 عمرو بن عاص ( م 43 )
[ ترجمه اشعار عمرو بن العاص به شعر فارسى ]
[ اين اشعار ترجمه اشعار عمرو بن العاص به شعر فارسى مىباشد . ]
به حمد خداوند نظمآفرين * شد آغاز اين نظم نغز متين
به هربحر انديشهام رو نهاد * به بحر تقارب برآمد مراد
كنون از معاويه گويم سخن * هم از عمرو ، بن عاص پر مكر و فن
فعول فعول فعول فعول * ملوم اكول ، ظلوم جهول
معاويه بنوشت او را كه زود * خراجى كه از مصر كردى تو سود
ببايد كه بفرستى آن را به شام * تعلل ز امرم مكن ، و السّلام
يكى چامه در پاسخش عمرو داد * چو خواندش برآورد آه از نهاد
مر اين چامه را « جلجليه » است نام * نمايم بشرحش كنون اهتمام
بود اين چكامه يكى شاهكار * ز يك روسپى زاده در روزگار
نگر تا چسان داده داد سخن * به وصف شه اوليا بو الحسن
معاويه بر من مشو ناسپاس * مزن خود به نادانى و التباس
به ياد آر كاندر هواداريت * چهها كردم اندر پى ياريت
به شام و به اهلش ز مكر و فريب * چه غوغا بهپا كردم اى نانجيب