و در روايت ديگر چنين است كه :
از حضرت تقاضا كردم اجازه فرمايند تا در مصيبت پدرشان نوحهسرائى كنم حضرت در جواب نوشتند : اشكالى نيست براى پدرم و هم براى من نوحه سر كن .
موقعيت شعر و شاعران از نظر قرآن و حديث
آنچه امامان بر حقّ ما در تشويق شعرا فرمودند ، رفتارى است كه از جدّ بزرگوارشان آموختهاند ، زيرا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فوق العاده شاعران را در مدح پاكان و ذم مخالفين تشويق مىفرمود ، خود حضرت شعر مىخواند و از ديگران مىخواست كه شعر بخوانند و شاعران را اجازه مىفرمود تا شعر بسرايند و به آنان كه رسالت شعر را مراعات مينمودند ارج مىنهاد و ما حضرت را مىنگريم چگونه در مقابل شعر عمويش ابى طالب بىتابى مىفرمود .
آن هنگام كه طلب باران نمود و خدايش باران باريد ، چنين گفت : بر أبى طالب از خدا نيكى باد ، اگر او زنده بود چشمانش از اين حادثه روشن مىشد ، حال كيست كه شعرى از او بخواند ؟ عمر برخاست و عرض كرد : شايد اين شعر را خواستهايد :
و ما حملت من ناقة فوق ظهرها * أبرّ و أوفى ذمّة من محمّد
- هيچ شترى بر پشت خود نيكوتر و باوفاتر از محمد حمل نكرده است .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين گفتهء عمويم نيست از حسّان بن ثابت است ، سپس حضرت على عليه السّلام برخواست و عرض كرد : شايد اين شعر را اراده فرمودهايد :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ربيع اليتامى عصمة للأرامل
تلوذ به الهلّاك من آل هاشم * فهم عنده فى نعمة و فواضل
- سفيدروئى كه به يمن روى او از ابر طلب باران مىشود . او ( محمد ) پناه يتيمان و بيوه زنان است .
- بنى هاشم در سختى و درماندگى به دامن پرمهر و محبت او پناهنده مىشوند .
رسول خدا فرمود : آرى اينست شعر ابو طالب .