جنايات و ستمهايى كه بر خاندان رسول رفته اشگ نريزيد و يا قصيدهء ميميهء امير ابى فراس شما را دگرگون نكرده و با شاعر دلسوخته همراه نگشته و همآواز نشويد :
- اى شرابفروشان بىباك به خود مباليد و از خودستائى بازايستيد كه هرآينه ارزندگانى هم هستند كه در نبرد زندگى خون گرم خود را نثار مىكنند .
ما در خلال اين كتاب با آه سوخته و رنجهاى فراوانى كه اين شاعران حقجو كشيدهاند آشنا مىشويم ، لذا شاعران قرن اول هجرى را مىنگريم كه چگونه مديحه و مرثيه را سر دادند و چون شمشير برّانى از پيشوايان دين حمايت كردند و شعرشان تير خطرناكى بود در جگر دشمن و در هرمرز و بوم جز اعلام دوستى خاندان محمّد كارى نداشتند .
پيشوايان دين هم مال زيادى بدين شاعران مىدادند كه از كار و ديگر امور مستغنى شده و به اين امر مهم كه زندهكردن روح انسانى در ارواح مردم است اشتغال ورزند و مردم را با اين امر حياتى آشنا ساخته و به سويشان سوق دهند . پيشوايان حق در تشويق اين شاعران چنين مىگويند :
« هركه يك خط شعر ، دربارهء ما بگويد خداوند در بهشت خانهاى برايش مىسازد » و بدينسان مردم را هم در حفظ و ياد گرفتن اين اشعار تحريص مىكردند چنان كه حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد :
فرزندان خود را با شعر عبدى آشنا سازيد ، يا مىفرمودند : دربارهء ما كسى شعرى نگويد مگر اينكه از جانب روح القدس تأييد گردد . « 1 »
كشّى دانشمند بزرگ علم رجال ، از ابو طالب قمى روايت مىكند كه او گويد :
چند شعرى سرودم و به محضر امام باقر عليه السّلام فرستادم و در ضمن اشعار از پدر امام باقر يادى رفته بود ، از حضرت تقاضا كردم اجازه دهند كه مدح خود حضرت گويم ، ولى حضرت باقر عليه السّلام كاغذ را از جائى كه شعر نوشته بود جدا كردند و پيش خود نگاه داشتند و در قسمت سفيدى بالا نوشتند : احسنت چه نيكو سرودى خداى به تو سزاى نيك دهد . « 2 »
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ؛ رجال كشى 254 .
( 2 ) . رجال ، كشى 160 .